قهرمان ميرزا عين السلطنه

4975

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

دولتمندان را ، سالدات و توپچيها دخالت در سياسيات و عدم اقتدار صاحب‌منصبان و بالاخره صلح با آلمان . هر حزب و هر دسته هر فردى يك پيشنهادى كرد كه فايدهء خودش در آن منظور بود . اين است كه مملكتى مثل روسيه داراى همه‌چيز به اين روز افتاد كه دست توسل نزد هر دولت و هركس دراز مىكند نااميد مىشود . اگر آنها هم قناعت به همان آرزوهاى اول خودشان مىكردند به اين روز نمىافتادند . خرج اسب در ماه - قيمت عليق يكشنبه 22 ع 1 ، 15 درجه جدى - به‌جاى برف باران آمد . بادى هم مثل بهار مىوزد . باغبان دزآشوبى ما معلوم شد يك چشمش كور است ماهى پنج تومان با خوراك اجير شد . امسال غذاى آدم و عليق مال خيلى گران تمام مىشود . يك اسب ماهى سى تومان خرج دارد . به‌عكس كربلائى غلامعلى هم امسال كره و مال زياد براى من فرستاد كه هيچ مقرون به صرفه نبود . جو يك من تبريز پنج هزار است ، كاه توبره‌اى دو قران ، نعل‌بندى سوارى هشت قران . جريمهء قتل تأديبى از حكايت جريمهء قتل آن اسطله‌برى ديگر ذكرى نكرديم . به اصرار و زور حاجى افخم الدوله و تلگرافات پىدرپى وزارت داخله حكومت به هر شكل بود اين پول را مسترد داشت . امير اسعد هم مبلغى را بين گماشتگان و حواشى تقسيم كرده بود كه از جيب مبارك پرداخت . عجالتا چهارصد و شصت تومان اين پول به حاجى آقا رسيده است . اين هم چه شد كه به طهران بردند ، من ديدم سواى آن دويست تومان كه در به دو امر حكومت گرفته و ابدا گردن نمىگيرد باز ميل دارد مبلغى ديگرى به اسم حق الزّحمه يا ده يك من بدهم . اين بود نوشتم و حاجى افخم وزارت داخله را واداشت كه به طهران بخواهد . پانصد ديگر در شرف وصول است . از من آن مصالحه نامچه را خواسته بودند تا رد كنند . دويست و چهل تومان مىماند . دويست را انكار دارند چهل را خرج مأمور وصول حساب مىكنند . اما كاغذى من از حكومت داشتم كه هزار و دويست ذكر كرده بود به طهران فرستادم . كاغذى هم در وزارت داخله به دست آمد كه آنجا هم هزار و دويست ذكر است . عجالتا افخم الدوله اين دو كاغذ را سند قرار داده و ادعا مىكند . ليكن من اميدوار نيستم اين مبلغ عايد شود . محمّد قاتل را هم طهران بردند و گمان نمىكنم وكيل يا ورثهء مقتول طهران باشند و پس از چندى كفيل گرفته مرخص خواهند كرد . اين قتل هم بنابر گفتهء علما قتل تأديبى بود و قصاصى وارد نمىشود ( قتل چند قسم است ) .