قهرمان ميرزا عين السلطنه
4965
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دروغگوئى است ) . رقعهء ديگر هم در تسليت و تعزيت من بود و عبارت خوبى نوشته بود : « از فوت بهمن گوئى بهمن به سر و قلب فرود آمد » . فشنگ براى امير اسعد باغبان مذكور دواصله درخت سيب دركهء اعلى و دواصله گوجهء خوب پيوندى هم كه من خواسته بودم آورده بود . در محل مرحوم طويله غرس شد . اما زردآلو نياورده بود . آقاى سالار پانصد عدد فشنگ هم براى اردوى پدرش مهمات فرستاده بود كه باغبان مذكور مىگويد از ترس ژاندارم در نزديك پل كردان نزد دوستى گذاشتم . اما معلوم مىشود فشنگها سنگين بوده و نخواسته است خود را خسته كند ، لهذا من مىبايست از جانب خودم جبران كرده پانصد عدد فشنگ با عريضهء سالار خدمت امير اسعد روانه كنم تا اردوى آنها از مهمات و ذخيره جنگى كامل شود . قيمت برنج در تنكابون برنج بالا رفته است . مولائى نوزده تومان ، رسمى شانزده تومان . مىگويند حمل به رشت مىكنند از آنجا به ولايات . ديگر جمعيت هم بهقدرى در تنكابون جمع شده كه هيچكس به خاطر نداشته . فقير زياد جمع شده بودند و امير اسعد به آنها جيره مىداد . اخيرا خبر رسيد كه همهء آنها را از خرمآباد و شهسوار خارج كردند . گويا جاسوسى مىكردند . غنى و جاسوسى نزد جنگليها غنى را كه رودبار به جاسوسى فرستاده بودم كه درست بفهمد كسان ميرزا كوچك خان [ كى ] هستند و اين شهرتها راست است يا خير آمد . مىگفت هيچ خبرى نبود . فقط گفتند چند نفرى از جنگليها تا قريهء خنجربلاغ آمدهاند يكى دو انبار مهر كردند . گفتند پول مىدهيم به ما بدهيد . بعد رفتند . احدى از جنگليها نيست . غنى ازبس در آن سنوات اغتشاش الموت به جاسوسى رفته حاليه يكى از اساتيد اين فن شريف شده است و از جاسوسان آلمانى كمتر نيست . تولد حضرت رسول شنبه 14 - اهل تسنن و عامه روز 13 اين ماه را تولد با سعادت حضرت ختمىمرتبت ( ص ) مىدانند . جماعت شيعه 17 را . اما در تقويم ديوارى من 13 را عيد نوشته بود .