قهرمان ميرزا عين السلطنه

4922

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىكنم چنان خسته مىشوم كه فورا بايد بنشينم . از اندرون بلكه از اطاق بيرون نرفته‌ام . دوا هم آنچه براى ما مىآورند ، چه از طهران ، چه از قزوين لدى الورود تمام است . من نمىدانم از آب و هواى اينجاست يا از بدخوراكى ما ، يا از عدم معالجه قلع مادهء مرض كه روزى نيست در سال يا در بيرون يا در اندرون يا در هردو مريض و مريضه يا هردو نباشد . از ماه شوال كه وارد شديم چهار مرتبه ملكه ناخوش شده سه دفعه روشن ، دو دفعه نزهت ، يك دفعه زيورخانم ، شش هفت مرتبه زبيده خاتون . حاجى بىبى هر پنج روز يك مرتبه پنج روز ناخوش است . فرهاد نديدم چهار روز سالم باشد . محمّد على خان دايم نوبه كرده ، ساير نوكرها هريك به نوبهء خود يك دفعه دو دفعه . حاليه هم من و ملكه و روشنك و عباس و بهمن هر پنج نفر ناخوش هستيم . اقلا سالى يكصد تومان من قيمت دوا مىدهم كه نصف آن را رعايا مىبرند . مخفى نماناد كه ادويه از دواجات ايرانى است . دواجات فرنگى آن از قبيل گنه‌گنه و نمك و آسپرين و فناستين كه مورد استعمال آن را ميدانم و اگر بنا باشد به تجويز طبيب دواهاى جديد استعمال شود پانصد هم كافى نيست . فلوس يك من يك من وارد قلعه مىشود و به فاصلهء قليل تمام است . اين ايام در تمام دهات ناخوش هست و گويا علت عمده خستگى و بدى هوا باشد . طبيب هم كه وجود ندارد . اما در طهران در هر كوچه ده مطب داير است . حالات امير اسعد : وحشت ، ترس امير اسعد سر عمارت مهمان سالار سعيد است . گويا عروسى باشد . خيلى مايل بودم مراجعت امير را مىديدم كه چطور از نزد عروس حاجيه خانم خارج شده . واقعا تماشائى است . زن رشوند در رودبار تربيت شده به سن چهل پنجاه سالگى با آن نظافت و ظرافت و اداهاى حضرت اشرف كه از « آب‌چائيده » « 1 » صد فرسنگ فرار مىكند . خيلى اقبال خانم يارى مىكند . زكام هم باشد ، خاصه حياط و حوض قورباغه هم داشته باشد . صلح يكشنبه 18 محرم - امروز حمام رفتم حالم بهتر است . هوا آفتاب است ليكن مه اطراف خوابيده . پيشنهاد صلح پاپ كه سيمين مرتبهء نداى صلح و مسالمت است پس از بيان مقدمه مىگويد ما بين ملل عالم قرارى در محدود شدن اسلحه داده شود و يك

--> ( 1 ) - آب‌چائيده اصطلاحى بود براى زكام و گريپ . ( در 16 صفر ص 4930 ) .