قهرمان ميرزا عين السلطنه
4202
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزنامه رد نشود حتى مال متفقين خودشان . قشون جديد روس در قزوين قشون روس از قزوين رفت دستهء جديد وارد شد . سالار حشمت ديدن آمد به من گفت يك همچو خبرى شنيدهام كه حضرت و الا از تأمين خارج شده به چه اطمينان ؟ من اظهار بىاطلاعى نمودم . نظر قنسول دوشنبه 21 - ناچار امروز قونسلگرى رفتم . پس از سؤالات از الموت گفت به موثق ديوان به كارگذار بنويس پيشكار ماليه را حاضر كند با شاهزاده خودم بروم آنجا امر ماليات و خسارات را انجام بدهم . گفت خطايف از شما كمال رضايت را داشت از مهمانى قلعه شما تعريفها كرد . او و تمام قشونى كه قزوين بود به جنگ رفتند و هيچ نمىدانم به كدام نقطه رفتهاند كشته شدهاند يا زنده هستند . الموتيها را گفت مرخص كردم . گفتم طهران رفتهاند گفت كسى گوش به حرف آنها نمىدهد . گفتم روزنامهها چطور . گفت نعوذ باللّه از روزنامههاى شما . اينها چه چيز هستند . بعد اعلان الموتيها را كه از ديوار كنده بودند به من نشان داد . گفت يقين دارم كار احمد آذرى است . شجاع الدوله و نشان عقاب از اروپا جويا شدم گفت شهر آنتورپ دور نيست گرفته شود . پادشاه بلژيك انگليس مىرود قشون ما فتح مىكند تا پنجاه ورسى بوداپست رسيدهاند . پسر سيم امپراطور آلمان كشته شده است . شصت هزار قشون ما در آذربايجان است . سيصد و پنجاه پليس ما شهر تبريز را حفظ مىكنند . پستخانه مال ماست . شجاع الدوله نشان عقاب گرفته و روسيه مىرود . روس و الموت مراجعت مطالب را براى حضرت و الا عريضه كردم . الموتيها در سه نقطهء طهران ، قزوين ، تنكابون از ما شكايات مىكنند و عريضهجات جعلى مىدهند . روزنامهها دست برنداشتهاند . هزار افترا و بهتان به من مىزنند ، صد هزار ناسزا مىگويند كه لايق خودشان است . من نمىدانم چه بحث بىجا مىكنند . وقتى كه قشون روس در تمام ايالات در