قهرمان ميرزا عين السلطنه
4159
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزنامه هم چيزى معلوم نمىشود و وقعى در انظار ديگر ندارد ، از بس از من پول گرفتند تحسين نوشتند از ديگرى تكذيب . در حقيقت روزنامه در ايران يك دكانى است براى دخل و منفعت . هركس بخواهد محمل ديگرى براى آن قرار بدهد از انصاف و مروت خارج شده . مأمور بىحكم برحسب خواهش جناب قونسل يك روز قونسلگرى رفتم تمام وقايع را جويا شده از اول تا به آخر حكايت كردم . همه را تعجب مىكرد كه بدون ارائهء حكم و سند چطور اين قسم رفتار كرد و فاصله به فاصله از من استفسار مىكرد ، حكم به شما نمود . وقتى كه من مىگفتم خير بر تعجب و حيرتش افزوده مىشد كه مأمور دولت بدون حكم آنچه بخواهد بكند و در آخر از من تمجيد كرد كه شما خوب كرديد تملق او را نگفته نه ديدن كرديد نه دعوت نموديد . به اين قبيل آدمها همان خوب است آدم بىاعتنائى كند نه اعتنا . سردار مؤيد و جهانشاه خان سردار مؤيد حاكم خمسه برادر بزرگ شجاع الدوله با جهانشاه خان دعوا و نزاع دارد از تبريز كمك به او رسيده جهانشاه خان حركت به سمت طهران كرده . پسرش شهر آمد در قونسلگرى او را ديدم . وافور زياد مىكشد ، يك چيز هجو احمقى به نظر آمد . حاليه جهانشاه خان در سلطانآباد قزوين منتظر دستور العمل طهران است . مىگويد قم به زيارت مىروم . انتخابات در تبريز تبريز جشن گرفتند . شجاع الدوله به ضرب چماق پانزده هزار تومان از پيشكار ماليهء آذربايجان براى تهيهء جشن پول گرفت مهمانى مفصلى كرده بود ، نطق طولانى نموده بود . در روزنامهء « توفيق » تبريز درج نموده بودند . اما در انتخاب وكيل آنجا و خمسه شركت نكردند و چندين شرايط تكليف نمودهاند كه البته اين شرايط را طهران قبول نمىكند و آنها هم بههمين بهانه وكيل انتخاب نخواهند كرد . يكى از شرايط اين است كه عزل وكيل با خودمان باشد . يكى اينكه از قوانين شرع خارج گفتگو نشود .