قهرمان ميرزا عين السلطنه

4154

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گردن معتمد السلطنه انداخته دو سه تا ماچ اين از او كرد او از اين . به اين هم قناعت ننمودند ، هردو جام ديگرى لب‌ريز برداشته دستها را گردن هم حمايل كرده و هركدام دست خود را از بين دست ديگرى بيرون آورده اين‌جام را به دهان او گذاشته او به دهان اين و نوشيدند و خنده از همه درگرفت . باز رئيس بانك رها نمىكرد تا قونسل چند مرتبه به زبان روسى او را مانع شد . آمد جاى خود نشست مشغول آوازخوانى شد ، قربان معتمد السلطنه مىرفت . غذاى بد و كم اما شام مقاطعهء جناب كارگذار بود . سه دفعه غذا دادند . در ميان هر ظرف چهار تكه گوشت يا يك مرغ به هيچ كس نرسيد . گويا به واسطهء دخل از همين شام بود كه اسامى مردم را پائين و بالا كرده بود كه بروند و صرفه ببرد . فقط براى اين همه « توست » سه بطرى « شامپين » باز كردند . همان جنگ اول تمام شد . بعد هرچه گفتند « شامپين » به عوض [ آن ] ليمونات آوردند كه همگى با شراب به سلامتى نوشيدند . همين غذاى اندك هم مطبوع نبود و بسيار بد طبخ نموده بودند . آنها كه « زاكوسكه » خورده بودند و « نعل‌بندى » نموده بودند ما كه نخورده بوديم گرسنه برخاستيم . شام تمام شد ، يعنى از اول تمام بود . برخاستيم بدون ترتيب خيلى شلوغ هريك از سمتى رفت . آقاى حاكم مست طافح بود . يكى دستش را گرفته بود يكى پايش را مثل مرده او را دوش كشيده بردند . باقر خان و ميرزا اسمعيل خان بودند و در گوشه‌اى مشغول تماشا به اتفاق رفتيم باغ و استراحت نموديم . قسم خوردن شاه روز 27 شعبان - امروز شاه به مجلس مىرود . افسوس طهران نيستيم تماشاى كامل كنيم . از وكلاى سابق و لاحق تشكيل مجلسى داده‌اند كه اقلا صورت ظاهرى باشد . شاه تاج‌گذارى مىكند قسم ياد مىكند . روزنامه‌ها از سه ماه پيش شاديها مىكنند و خاتمه به اين بحران مملكتى مىدهند . هزار قسم وعده و نويد به مردم ستم‌ديده ايران داده و مىدهند كه اعليحضرت با كمك مجلس شوراى ملى همه كارها را سر و سامان مىدهد . از شرّ ناصر الملك هم مردم خلاص مىشوند و گوش مردم ما بعدها اين دو كلمهء حرف نايب السلطنه را كه من مسؤول نيستم و قانون به من اجازه نداده كه از شاهكارهاى آن . . . همدانى بود نمىشنود . اميدواريم همين‌طور باشد و در ظل اين سلطان معصوم امورات ايران ويران مرتب و منظم شود .