قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 14

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اين يادداشتها گوشه‌هائى از آن نوشته شده در يك موضوع اصرار دارد و پافشارى مىكند . آن رعايت وظائفى است كه قانون اساسى به او واگذار كرده و پاىبند آن است ، سلطنت مىكند نه حكومت . دولت را مسئول مىداند ولى ملت به سياق دوران استبداد از او انتظار اصلاحات و رفع و دفع ظلم و ناامنى و هرج‌ومرج را دارد . او تسليم اين خواسته‌ها نمىشود و راه هميشگى را در پيش دارد . لذا اغلبى او را بىعرضه و بىلياقت مىدانند . خشك‌سالى و قحطى و گرانى و امراض مسريه كه بيشتر آن ناشى از حضور قواى بيگانه است سرتاسر ايران را فراگرفته مزيد علت شده بيش از پيش موجبات عدم رضايت عمومى را فراهم كرده است . صحنه‌هاى جنگ بين الملل چه در داخل و چه در خارج از كشور با نقشه‌هاى جبهه‌هاى جنگ ، فتوحات و شكستها ، نام فرماندهان ، تعداد قواى هريك از متخاصمين ، ميزان تسليحات ، تعداد كشتيهاى جنگى و زيردريائيها و آمار تلفات در اين يادداشتها آورده شده و به خواننده از اين بلاى عالمگير آگاهيهاى جامع و كاملى مىدهد ، به خصوص درج مقالات جرايد آن زمان در باب جنگ اطلاعات مفيدى به دست داده است . ميرزا كوچك خان كه بر عليه دولت قيام كرده و گيلان و مازندران را عرصهء حكومت خود قرار داده يارانش به نام اتحاد اسلام از جنگ و نزاع و كشت و كشتار و نهب و غارت اموال مردم كوتاهى ندارند و آن‌چه از اوضاع گيلان و مازندران و از ماجراهاى قيام او نوشته شده از حوادثى است كه بر مردم آن سامان گذشته و براى اوّلين بار در اين يادداشتها ديده مىشود . دخالت روسيهء تزارى در امور داخلى ايران خود حكايتى است و توجه عموم به قنسولگريهاى روس براى مصون نگاه داشتن جان و مال خود از تعرض اشرار است كه صحنه‌هائى از آن در ملاقاتهاى رجال قزوين با قنسول روس به خوبى انعكاس دارد . در اين آشفته بازار اشرار الموت هم آرام ننشسته و از هر طرف به آزار و ايذاء پدرم مىپرداختند و طرفداران سپهسالار هم به اين آتش دامن مىزدند و به ترتيبى كه در يادداشتها خواهيد خواند با كمال اكراه ناچار مىشود به توسط يك دسته از سوار قزاق روس اشرار را دستگير و فتنه را خاموش كند . لكن آشوب و بلواى الموت خاموش شدنى نيست . شيخ محمد على ثابت الموتى كه به دموكراتها پيوسته و خود را براى وكالت مجلس آماده مىكرد زعامت الموتيها را به دست گرفته اعضاء سفارت آلمان را فريب مىدهد و املاك الموت عز الدوله را به سفارت آلمان به اجاره واگذار مىكند . دكتر پوژن از عمال سفارت آلمان چند نفرى را به