قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 15
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نمايندگى دولت آلمان براى جمعآورى عايدات املاك استيجارى به الموت مىفرستد و پس از ورود بيرق آلمان را بر فراز محل اقامت خود در الموت به اهتزاز در مىآورند و به امر نهى مىپردازند . قصد دارند پس از استقرار اهالى الموت را آمادهء قيام بر عليه متفقين كنند كه با اقدامات پدرم متوجه قضايا شده و از فريبى كه خوردهاند منفعل و خيالاتشان نقش بر آب مىشود . دست و پا را جمع كرده رهسپار تهران مىشوند . اين بود خلاصهاى از وضع ايران و دنيا و زندگى خصوصى نويسندهء خاطرات كه در اين يادداشتها آمده است ولى اين شرارتها و هرجومرج و ناامنى ايران تمامى ندارد و ماجراها و حوادثى در پيش است كه در جلد هفتم به نظر خوانندگان خواهد رسيد . مسعود سالور تجريش - شهريورماه 1378