قهرمان ميرزا عين السلطنه

3677

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىزند . نوكرهاى گرسنه را مىخواهى چه كنى . اين كاغذ چون براى عيد مىرسد از حالا دست و پا و روى شما را مىبوسم . از خواب كه برخاستم خيلى چيزها مىخواستم بنويسم مىبينم همه يادم رفته است . اگر دلتنگى زياد زورآور شد احتمال مىرود خدمت برسم ، كى بشود نمىدانم . سركار كه به حمد اللّه خوان نعمت بيدريغتان از طهران تا الموت گسترده است اما نصيحتا عرض مىكنم پر ولخرجى نكن . اگر اسم خرج زياد به گوش حضرت اقدس برسد معزولت مىكند ، بلكه عاقت مىنمايد . آن‌وقت پشيمانى سودى ندارد . پارسال شميران معامله‌اى با حاجى آقا درخصوص حضرت اقدس و الا خواستم بكنم دندان‌گردى كرد سر نگرفت ، و الّا همه‌تان به نوائى مىرسيديد . قيمت را خيلى ارزان گفت و من راضى نشدم . از بىپولى نپرس . آخ‌واخ . ملك‌آرا كم خدمتشان مىرسم ، من هم مثل تو از او مىترسم كى جرأت مىكنم بگويم عين السلطنه همچه نوشته . بارى باز قربان تو . ساعتى مشغولم كرديد گلى به جمالت . صبح روز سه‌شنبه 22 ربيع المولود 1330 تاج الدين قاجار . » [ پايان نامهء عميد الدوله ] روى پاكت باز شوخى كرده و اين‌طور نوشته : « خدمت ذىمسرت حضرت . . . عين السلطنه مالك الرقاب و صاحب اختيار كل ممالك و دهات و قراء و مزارع و مراتع و مرابض [ و ] چشمه‌سارها [ و ] رودخانه‌ها سمى ام لم يسم ذكر ام لم يذكره الموت و مضافات روحى فداه مشرف شود » . نامه ميرزا عبد الوهاب خان ميرزا عبد الوهاب خان پسر بزرگ نصير الدوله كاغذى نوشته بود كه « اولا هرج‌ومرج در تمام صفحات ايران بالعموم و طهران بالخصوص مستولى شده قلت نان گوشت مزيد علتها شده . نظر به اوضاع پلتيكى و سياسى عهدنامهء دولتين روس و انگليس را دولت ايران امضاء كرد و قراردادى كه در سنهء 1907 بين آنها گذاشته شده بود قبول شد و تصور مىكنم پس از قبول اين نت چيزى ديگر از استقلال اين مملكت باقى نماند . خيلى خرسندم كه حضرت و الا در اينجا تشريف نداريد و كمتر از اين اخبارات وحشت‌انگيز را مىشنويد » ( خان در وزارت خارجه است ) . يك « كته سگ » از من عيدى خواسته مثل اين‌كه اينجا معدن سگ است يا من براى پدرش فرستاده‌ام كه او طمع افتاده و سگهاى اينجا از سگهاى سنت برنارد بهتر است .