قهرمان ميرزا عين السلطنه

3678

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نامهء شيخ اما شيخنا چه نوشته . پس از مطالب شخصى ( حال از محمد على شاه مأيوس شده دم مجلل السلطان و صمد خان و سالار الدوله را گرفته ) امروز 21 در خانهء عدل الممالك كه جمعى از مستبدين حاضر بودند صحبتها شد . سالار الدوله سخت ايستاده و چند طايفه از ايلات عثمانى از قبيل جاف و غيره با او متحد شده [ اند ] . چند مرتبه دولتين روس و انگليس تلگراف نموده‌اند كه عودت كند همه را جواب سخت و بد داده . عثمانى باطنا همراه است . مجلل السلطان نزديك همدان آمده گروس را تصرف نموده‌اند . با جهانشاه خان خيال جنگ دارند . او هم جمعيت جمع كرده . قشقائيها نزديك اصفهان شده‌اند . امير مفخم بختيارى كه وزير داخله را مدخوله كرد رو به طرف سالار الدوله مىرود . با اين تفصيل فرمانفرما به عزم حكومت كرمانشاه و كردستان وارد قزوين شده ، اما استعداد فرمانفرما چهار عرابه توپ [ و ] صد و پنجاه قزاق ايرانى است . صد و پنجاه سوار از ايلات قزوين كه جمع‌آورى شود . موثق ديوان با صد قزاق روس به همدان براى حفظ تبعهء خود رفتند . لعلّ جلوگيرى هم از سالار الدوله بكنند . اطمينان فرمانفرما به دو چيز است : يكى روس كه ظاهرا ايستادگى دارد و يكى ديگر خودش كه مىگويد همين‌قدر بشنوند من مىروم متفرق مىشوند . امروز پنجاه ژاندارم فرستاد راه را امن كنند تا دزد توپها را سرقت نكند . اگر اين دفعه كرمانشاه هم نرود محقق بدانيد به فرمانفرمائى الموت خواهد آمد . شيخ محمد على بعد چهار ماه كه اين ده و آن ده متوارى بود آمد زرجرد هرچه خواست به شهر وارد شود جرأت نكرد . افراسياب خان كه از حكومت الموت مأيوس شد با او به سمت طهران رفتند . افراسياب خان خيلى كوشش كرد اما همه‌جا را من رفته و ديده بودم ممكن نشد رودبار يا الموت بيايد . حالا طهران رفته . به آنجا هم نوشتم حاج افخم الدوله ارباب بهمن را ديده مانع شود . » گردو جمعه 23 - حسن تاجرباشى ما براى خريد به شهر رفت . علينقى را هم فرستادم تا نزد حكيم روس رفته باقيماندهء مرض خود را معالجه كند . كاغذجات زياد به طهران و قزوين نوشته شد . هوا خنكى مىكند . سردرختى هيچ نيست . تا قزوين و بشاريات همه سوخته ضرر كلى از بابت گردو به الموتى خورد . فقط در زوارك دانگى پنجاه هزار گردو عايد مىشد كه شش دانگ سيصد هزار شود .