قهرمان ميرزا عين السلطنه

3676

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عهده امنيت برنمىآيم و متحصنين بيست و چهار ساعت التيماتوم كرد آنها خارج نشدند و او حكم كرد توپ بستند . جمعى كشته [ شده‌اند ] و بقيه را دستگير كردند . اطلاع صحيح ندارم . نير الدوله به اين واسطه حاكم خراسان شد و مىرود ( اين هم مىرود نيشابور سر املاك معتبر خودش ) . هوا گرم و خشك بود . الحمد للّه بيست و چهار ساعت باران آمد . » باقى از مرض حورى است ، نرسيدن كاغذ و لا تكليفى ابو القاسم قبض مواجب و غيره ( آن كاغذ من تا تاريخ اين مرقومه كه 17 است نرسيده بوده ) . ( پايان نامهء حاجى آقا ) رقيمه شاهزاده عميد الدوله « قربانت شوم پس از عرض عريضه به زيارت مرقومه نايل شدم . حقيقة مرقومات سركار و الا فرح‌بخش و لذت‌دهنده است . كاش در گوشهء الموت قصه‌اى از قصص حسن صباح را رمان مىفرموديد ، يعنى رمان تاريخى كه پر بىاصل نباشد . حيف است از اين قلم بىنتيجه نماند . بارى صبح است به واسطهء خيالات بدبد خيلى زود از خواب برخاسته‌ام . ديدم هيچ‌چيز رفع افكار منحوسه را نمىكند جز خيال سركار و الا . اين است كه چاى نخورده مشغول به عرض اين عريضه شدم . مزاجا بد نيستم . پدر اين روزگار بسوزد . كارها معماست و لا ينحل . محمد على ميرزا را بيرون مىكنند ، از آن طرف معروف در آشوراده متوقف است . سالار الدوله را كه دست به دعا كرده‌اند متوسل به مرضى شده‌اند كه منجر به « قانقاريا » خواهد شد و به اين واسطه دفع شرش بشود . روسها از وقتى كه مىگويند مىروند باز آقايان موزربند جنب‌وجوشى پيدا كرده‌اند . فرمانفرما بعد از پنج ماه سرگردانى چهار ساعته با اتومبيل از قزوين به طهران آمد ، معلوم نيست براى چه كار . همه مىدوند براى كار و همه بد مىگويند از كار . بازار دروغ رواجى دارد به هيچ‌چيز نمىشود معتقد شد جز خشكى هوا . از حقوق خبرى نيست . هرچه مىدويم كه بلكه قبوض را بفروشيم خرنده پيدا نيست . از گير شوستر در رفتيم به چنگ مورنارد افتاديم . عين مرقومه را به شعاع الدين ميرزا دادم تا پريروز كه يادش رفته بود بخواند . احتمال مىرود تا قزوين با ملا بيايد ( ما صادق ميرزا پسر عميد الدوله را « ملا » اسم گذاشته بوديم ) . تأكيد كردم كه اگر آمدند خدمت هم برسند . غلام حسين « 1 » ( با سردار محيى بود در شكست بندر جز ) بعد از آن‌كه بالمره از او مأيوس بوديم به حمد اللّه بعد از هفت ماه به سلامتى آمد ، حالا عوض جنگ و جوش در خيابان لاله‌زار لاس

--> ( 1 ) - غلام حسين - غلام حسين ميرزا قهرانى فرزند شاهزاده تاج الدين ميرزا عميد الدوله نويسندهء نامه . ( مسعود سالور )