قهرمان ميرزا عين السلطنه

3640

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كيف ما كانوا » . آقايان بختيارى روى خوشى ندارند . هى به تو گفتم پدر . . . « 1 » دمكرات نشو ، گفتى رفتم الموت پس براى چه كه حامى رنجبر باشم . ببين اين روزها هرچه نابدتر دمكراتها را پاره مىكنند . سبحان اللّه ابدا اسمى از اين فقرات نيست . چنان انقلابى ، اعتدالى همه توى لولئين رفته‌اند كه چه عرض كنم . هوا مثل بهار است گردوخاك كوچه‌ها هنگامه مىكند . آنجا نمىدانم چطور است . از سوغات الموت نمىدانم چه به هم مىرسد كه بخواهم تو كه آدم بدى نبودى مثل بنده . سيف الدوله شاهزاده مؤيد السلطنه ، حاج سيف الدوله در منزل امير مفخم بختيارى مدتهاست پناهنده هستند . حاج سيف الدوله كه معلوم است اموالش ، خانه‌اش همه ضبط است و پارك ملايرش غارت شده . اما آقاى مؤيد السلطنه از ترس . . . آنجا رفته‌اند . همان روز كه علاء الدوله كشته شد . ساير دوستان و احباب به حمد اللّه سلامتند . تلافى اين مدت را درآورده روده‌درازى كردم ببخشيد ، قربانت باز خودم . تاج الدين قاجار » [ پايان نامهء عميد الدوله ] مكتوب نصير الدوله 29 شهر صفر - قربانت شوم ديروز حاجى افخم الدوله اينجا تشريف داشتند فرمودند آقاى عين السلطنه جانشين حسن صباح و حكمران قلعهء الموت در كاغذ من گله از تو نموده بودند . گفتم اين عذر بدتر از گناه است . اولا بنده بايد گله كنم ، ايشان چه حقى دارند . ثانيا به خود من چرا مرقوم نفرمودند . بارى اصرار كردند حكما اين مزخرفات را مىنويسم . خوب برادر جان جاى ملاحده را گرفتى ما حرفى نداريم . آخر ايشان مريدان خود را اقلا به زبان و برداشتن غل شرع « 2 » خشنود مىكردند ، شما چرا ارادتمندان خودتان را هيچ به دو كلمه كاغذ هم خوشوقت نمىفرمائيد . تقصير شما نيست آب و هواى الموت است . آدم را ياغى مىكند . بارى اميدوارم هرچه باشد از طهران بهتر باشد و واقعا هيچ غصه نخوريد كه در گوشهء كوه خزيده‌ايد . باز خيلى تشكر كنيد . از حالت بندهء خودتان بخواهيد للّه الحمد سلامتى باقى است ديگر هيچ‌چيز باقى نيست . اوضاع همه مثل هم است . هوا بالنسبه به همه‌چيز بهتر است و يك ماه است در حقيقت بهار است . يقين آنجا هم همين‌طور گذشته . نور چشمان الحمد للّه قرين سلامتند و عرض ارادت و

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - غل شرع - كنايه از تكاليف شرع است . ( مسعود سالور )