قهرمان ميرزا عين السلطنه
3641
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بندگى مىرسانند . اگر از شيرى كه خواسته بودم نمىپرسم مىترسم مزيد خجالت شود . اقلا از حالات خودتان مسرورم فرمائيد . ديگر عرضى ندارم و شب به خير عرض مىكنم ، بندهء صميمى احمد . » ( پايان نامهء نصير الدوله ) نصير الدوله و عميد الدوله هردو با كمال هستند . بسيار هم با كمال هستند . خيلى هم خوب چيز مىنويسند . اگر فى الجمله دماغ بسوزانند من گمان مىكنم نظير اين دو در ايران كم باشد . خط هردو هم بسيار اعلى است . اين رقيمهء عميد الدوله قابل قطعه و قاب كردن بود . در جواب نصير الدوله اين شعر را نوشتم . گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار * كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست نامهء افخم الدوله اما رقيمهء حاجى مقامى به قول عميد الدوله به تاريخ غرهء ربيع الاول . بعد از طى تعارفات و تفصيل صورتحساب و اينكه حياط خلوت را در مذاكره هستم حضرت و الا پول بدهد براى شما اندرون درست كنم مرقوم مىدارند : « مسائل اينجا لا ينحل بسيار است . مردم عجالة ساكت حالت حكومت حاضر . جنگ سمنان با محمد على شاه عرض شد . سرداران ملى مشغول گرسنگى هستند ( من پرسيده بودم اين سردار ملى ، سالار ملى چرا حركت نمىكنند تا همه را جواب بدهند ) . كابينهء حاليه در كار تغيير بود كه رئيس الوزرا سپهدار شود ، الحمد للّه نشد . صمصام السلطنه رئيس الوزرا ، وثوق الدوله وزير خارجه ، قوام السلطنه وزير داخله ، سردار محتشم بختيارى وزير جنگ . دو روز است مىگويند محتشم السلطنه وزير ماليه ، حكيم الملك وزير علوم ، معاضد السلطنه وزير پست و تلگراف . چند روز پيش چند نفرى حضرت عبد العظيم بست رفته بودند ، ظاهرا به اسم حقوق باطنا اظهار خواستن محمد على شاه . حبس قوام السلطنه مستشير الدوله داماد نظام الملك و سيف الاسلام برادر مرحوم شيخ الاسلام قزوينى و يكى دو نفر ديگر را گرفتند . مستشير الدوله خويش عيال امير مفخم بختيارى است . او براى استخلاص مشار اليه نزد قوام السلطنه مىفرستد اعتنائى نمىكند ، لهذا چند نفر بختيارى مىفرستد قوام السلطنه كه مىخواهد سوار شود او را به خانهء امير مفخم مىبرند و حكم به حبس وزير داخله مىفرمايند . بعد هم خيال چوب زدن داشته بعضى واسطه شده عفو مىكند . امير مفخم عجالة مشغول ضديت شده ميانهء بختياريها شكرآب . ديروز مجلسى براى اصلاح سردار اسعد داشت نتيجه معلوم نشد .