قهرمان ميرزا عين السلطنه

3639

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تعرضات پدر دوشنبه نهم - يك نفر خوشكه‌چالى مكتوبات شهر را رسانيد . دستخطهاى حضرت و الا مطالبى جز نفرستادن پول و گزافى قيمت قاطر و خواستن پوست سمور ، دعوا ، مرافعه ، بىالتفاتى چيز ديگر نداشت كه ما به اين فرمايشات مدتهاست عادت كرده‌ايم و ابدا رنجش حاصل نمىكنيم . رقيمه‌اى از افخم الدوله و نصير الدوله و شاهزاده عميد الدوله بود كه به ترتيب درج مىشود : نامهء شاهزاده عميد الدوله 22 شهر صفر . قربانت شوم تصدقت گردم اگرچه مدتهاست كه نتوانسته‌ام كاغذى عرض كنم و به قصور خود معترفم ولى سركار هم بالمره ترك مكاتبه فرموده‌ايد ، بندهء خود را به طاق نسيان گذاشته‌ايد . گله‌هاى خشك را ول كنيم بيائيم سر مطلب . انشاء اللّه وجودا سلامت و گمانم كه هركه از طهران دور است راحت‌تر است . زندگانى صعب و مشكل شده است . البته عقلتان از بنده بيشتر است ، همان‌جاها اگر بتوانيد چنانچه عمل فرموده‌ايد بومى بشويد . به خدا صد هزار مرتبه از طهران بهتر است و از آفات و بليات دور تر . از اين هم بگذريم . چند روزى مبتلاى به نقرس بودم . دو روزى است كفشى پوشيده راهى مىروم ، اما به هزاران تشويش . فعاليت روسها وضع مملكت كه معلوم است روسها فعال [ اند ] در تبريز و رشت . خبر مىرسد آدم است كه به دار مىزنند . قزوين هم البته ، طهران هم يقينا اين كار مىشود . چيزىكه هست در اين شلوغيها نمىدانم تقديرات ما به چه چيز است . « يا رب از مادر گيتى بچه طالع زادم » . گويا تمام خوشبختى اولاد مرحوم محمد شاه قسمت همان دو سه نفر كرده بود . سبحان اللّه باز رسالة الشكوى بنويسم . حاجى مقامى گفتند فرموده‌ايد چند فقره مسائل لا ينحل است . مسئله كه گاهى منحل مىشود همان كابينهء وزراست كه اين روزها باز انحلالش در ميان است . دمكرات - حاجى رنجبر ظفر السلطنه حاكم مازندران ، امير توپخانه صادق خان كه سالهاست جزو اموات است حاكم استراباد . و اللّه ديشب شنيدم فرمان آقايان را بردند سفارت امضا كرد « قضى الامر