قهرمان ميرزا عين السلطنه
3620
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و به سمت قزوين حركت خواهند كرد . تبريز را هم مىگويند كه شاهسونها با معيت اهالى خوى و سلماس شروع به جنگ كردهاند . ديروز هم اول سال روسها بود به اين اسم سيصد قزاق روس مىخواست طهران بيايد . ولى گويا هيئت دولت مانع شد . دو شب نامه يكى خانهء ناصر الملك يكى خانهء وثوق الدوله انداختند كه شماها را خواهيم كشت . هر كس هم دخيل قبول اولتيماتوم بوده مىكشيم . آن بيشرفها هم به واسطهء ترس خودشان امروز بهانه كردند كه روسها مىگويند پنجاه نفر مقصر پلتيكى در طهران هست بايد بدهيد و يقينا كار خود وزراست . مثل شوستر و آن اشخاصى كه مخل رياست خود مىبينند بگيرند تبعيد كنند . ولى انشاء اللّه به آنجا نخواهد كشيد و وجود منحوسشان را از زمين برخواهند داشت . يكى هم مرقوم فرموده بوديد مرگ يا استقلال را در طهران توى كوچهها نبايد گفت جلوى توپ و تفنگ خصم بايد گفت ، فرمايشى صحيح است . مخصوصا همين حرف را بنده در مسجد شيخ عبد الحسين بالاى منبر زدم ولى چه كنم حسن ندارند . رؤسا هم كه بىشرف [ و ] كاركن اجانب ( معلوم مىشود كوچولو دمكرات منبر هم مىرود ) دكاكين را اجبارا باز كردند . ولى دمكراتها [ و ] داشناكسيونها هردو حاضر بودند جلو توپ روس بروند و اين ننگ تاريخى را قبول نكنند . چه كنم خيرخواه را يا بابى يا دهرى لا مذهب مىگويند ، به علاوه هزار مجله هم چاپ مىكنند . » ديگر مطلبى جز شخصيات نداشت . ( پايان نامهء فرخ ميرزا ) از قزوين حال برويم توى مكتوبات قزوين . عدل الممالك مرقوم داشته بود دو هزار نفر سپاه روس باز جديدا وارد مىشود . پانصد نفر همدان ، پانصد نفر زنجان رفت . گفتگوى كشيدن راهآهن است گويا صحيح باشد . مذاكره هست كه محمد على شاه را به سمت روسيه عودت داده با سالى بيست و پنج هزار تومان مقررى . نامهء رفعت السلطان رفعت السلطان نوشته بود دو هزار نفر ديگر سپاه روس وارد مىشود ، ديگر در شهر خانهاى باقى نمانده . دو صندوق آهنى يكى مال اداره تمبر ديگرى مال رياست عدليه پريشب از عدليه سرقت كردند و هنوز سارق معلوم نيست ( خدا نگيرد اين امنيت را ) .