قهرمان ميرزا عين السلطنه
3621
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نامهء شيخ شيخ دماغى نداشته مختصر نوشته : « از اخبارات خواسته باشيد دو فوج قشون مجددا از روس مىآيد . محسن خان رشيد السلطان ( همه مىگويند كشته نشده و زنده است ) با صد و پنجاه نفر از كسان محمد على شاه با بيرقهاى نصر من اللّه زندهباد محمد على شاه وارد رشت شده اما گفتند قونسل اسلحهء آنها را گرفته و بىاسلحه آمدهاند . قشقائى با نظام السلطنه يا وارد اصفهان شده يا مىشوند . سالار الدوله با اعظم الدوله جنگى كرده و شكست داده در كار خود مستقل است . مسيو شوستر ( موش نشسته ) آمد از قزوين گذشت به امريكا رفت . باز مردم مىگفتند بىخيال نيست . رفت كه دولت امريك را با روس دعوا بيندازد . دو جعبه آهنى از عدليه قزوين سرقت كردند . » زخم خوردن قنسول انگليس اما يوميههاى « تمدن » با « اخبار يوميه » از تبريز خبرى نداشت . سيم تلگراف مقطوع بوده از انفصال مجلس جماعتى شاد لكن خود وكلا و جمعى مغموم هستند . در كوچه و بازار نطق مىكنند ، اما پليس همه را دستگير مىكند . بدبختى تازه كه براى ايران رخ داده اين است ( كه سوار هندى انگليس تا اصفهان كموبيش بود ) قونسل اسمارت از شيراز با صد نفر سوار هندى به سمت بوشهر حركت مىكنند نزديك كازرون هفتصد سوار قشقائى به آنها حمله مىآورند قونسل زخمى مىشود ، چهارده نفر سوار هندى مقتول جمعى مجروح . بعد از دو سه روز اسمارت را پيدا مىكنند كه از رانش زخم برداشته . به اين واسطه پىدرپى قشون انگليس وارد بوشهر به سمت شيراز حركت مىكنند . وزارت خارجهء ما اگرچه اطمينان داده است دولت ايران از آنها تنبيه و سياست مىكند ، ليكن خيلى متوحش است كه شخصا انگليسها مرتكب تنبيه آنها شده و مسئله خيلى بزرگتر مىشود . ضديت كلى ما بين دمكراتها و كابينهء حاليه است كه احتمال كلى مىرود يك اغتشاش تازه در طهران حادث شود كه قشون روس بدان سمت هم گسيل شود . تاكنون هيچ من نمىدانم شرايط روس را به چه شكل قبول كردند و در مقابل آن روسها چه تعهد كردند و پلتيك حاليهء دولت ما چيست . آيا به كلى در تحت اختيارات روس و انگليس است و با قزاق و سوار هندى آنها مىخواهند امنيت بدهند يا خير فكر ديگرى نمودهاند .