قهرمان ميرزا عين السلطنه
3606
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يكديگر مىدانند . هيچ عقلى تصور نمىكند يك شخص مسئول باشد و اختيارى نداشته باشد . هيچ منطقى نمىگويد يك شخص مسئول كارى باشد ولى اختيارى در آن باب نداشته باشد . هيچكس نمىتواند اين محال را باور كند كه به بنده بگويند از اينجا تا يك فرسخ بدوم و ليكن دستها و پاهايم را بسته باشند . در اين مملكت كه ملاحظه مدارك و مسالك اشخاص را مىفرمائيد خواهيد دانست كه تعيين يك چنين حكومتى چقدر لازم است . يك مسئلهء ديگر راجع به تعيين مسلك خارجى است كه از آن روزى كه بنده داخل اين خدمت شدم عرض كردهام يك اساس و بنائى براى پلتيك خارجى بايستى در دست باشد و آن كسانى كه مأمور وزارت خارجهاند عارف به آن اصل باشند ، حفظ روابط و مناسبات بنمايند . داشتن روابط خارجى و حفظ آن منحصر به دول و ملل نيست . اشخاص مختلف و خانوادههائى هم كه مىخواهند امور خودشان را مرتب و خانههاى خودشان را حفظ بكنند اگر روابط خودشان را نسبت به همسايههاى خودشان ندانند كه با آن همسايه چطور بايد مراوده و معامله نمايند زندگانى آنها يك زندگانى بىثباتى خواهد بود . پس مسئلهء روابط خارجى يك مسئلهء مهمى است و اگر يك مملكتى بگويد من روابط خارجى دارم و معين نباشد كار يك همچو مملكتى بنده عرض مىكنم هيچ است ( بعد از تنه سر حساب ، پس از خرابى بصره مىخواهند روابط پيدا كنند ) . اول مىبايست ما مملكت خودمان را منظم كنيم . داخله كه منظم شد آنوقت ممكن است يك روابط خارجى داشته باشيم و من هميشه اين پيشنهادها را مىكردم و هروقت از قبول آنها مأيوس مىشدم استعفا مىدادم . حال از آن پيشنهادهاى خود به قدرى دور هستم كه از يك طرف كار حكومت مسئول اين مملكت و اقتدار آن به جائى رسيد كه يك اشخاص بىاختيار بدبختى كه اينجا نشستهاند وزراى مملكت هستند كه علاوه از نداشتن اختيار و اقتدار از اطراف بدبختى آنها را محاصره كرده . حتى شنيده مىشود به اطراف و ولايات تلگراف مىكنند به آنها تهمت مىزنند كه هيئت وزراء مىخواهند با اجانب بسازند و استقلال مملكت ما را بفروشند و مردم مملكت را مىشورانند . بر خلاف يك عدهء قليلى كه اسم آنها را گذاشتهاند وزراى مسئول و مىخواهند اين هيئت وزرا در يك همچو موقع سخت براى آنها كار كند ، ملاحظه فرمائيد فاصله چقدر است ؟ در همچو موقعى كه از يك طرف اغتشاش و انقلاب داخله [ است ] و از طرف ديگر اجانب شما را محاصره كرده و قشون اجانب تا بيست و چهار فرسخى پايتخت رسيده و امروز پايتخت شما را تهديد مىكند عوض اينكه شما دولت خودتان را قدرت بدهيد آن هم چهقدرتى قدرت فوقالعاده ، برمىداريد از اينجا به تمام نقاط حتى به امريكا تلگراف مىكنيد كه هيئت دولت پول گرفتهاند و با اجانب ساختهاند . در يك همچو