قهرمان ميرزا عين السلطنه

3583

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

پول مرتع رشوندى آن پول مرتع رشوندى هم نصف را از كارگذارى سند گرفته نصف در بانك روس توقيف است و مجال ندارند به اين كار ما برسند . متصل طفره دارند . بگذريم از تفصيل مطالبات خود كه روز خروج از شهر سروسامانى نگرفت . درست به همان حال اول خود باقى ماند . بيشتر تقصير عدل الممالك شد كه آن همه اطمينان از طرف عباس داد و بعد تقصير رضى خان كه نوشت حكما كتيرا را بدهم . حالا كه مىگويم هردو اظهار خجلت مىكنند و مرا به همين اظهار خجلت اقناع . حرفهاى قنسول حاجى ميرزا ابو تراب پسر مجد الاسلام هم آمد رفتيم نزد قنسول تلگراف را نمودم . گفت هنوز به من حكمى نرسيده . شب جمعه پست ما خواهد آمد ، تا آن روز صبر كنيد اگر نرسيد البته البته بايد طهران مسافرت كنيد . بعد گفتم به شما گفته‌اند مقررى و مواجب به كسى داده نمىشود اين قبوض چه چيز است . تا من قبضها را دادم حاجى ميرزا ابو تراب هم دو سه عدد از بغل خود بيرون آورد . قونسل گفت پس اين امريكائيها هم دروغگو شده‌اند . داد به رضى خان برو نزد حكومت . بعد حاجى ميرزا ابو تراب رفت به من گفت قشون ما در رشت متوقف است و الان هم وزير مختار ترك مراوده و مكاتبه را با دولت ايران دارد . بعد در ضمن اين صحبت گفت به محمد على شاه هم پول رسيد ، شاهزادگان دادند و تا شاهرود قشونش آمد . آن‌وقت باز گفت ايران يك پنجهء قوى لازم دارد تا منظم شود . مشكل اينها بتوانند ! سالار الدوله هم گفت مشغول جمع‌آورى سپاه است و روزى هزار تومان الان از گمرك كرمانشاهان پول دريافت مىكند . صمد خان به اهل تبريز پيغام داده بهتر اين است همان‌طور كه اقدام در خلع محمد على شاه كرديد حالا هم سبقت به جلوس او نمائيد تا باعث روسفيدى شما شود . اعتصام الملك بعد منزل آمدم . غروب منزل كارگزار اعتصام الملك رفتيم . آدم معقول تربيت‌شده‌اى است . چهارده سال فرنگستان بوده اما بسيار پرحرف است . هرچه را كه مىگويد مىخواهد قانون بدانيم . بسيار مذمت از اين ترتيب مىكرد و پاك و صاف بر ضد عقايد دمكراتها بود . اما مىگفت خودم مسلكى ندارم و اين مسلكها در ايران غلط است . صاف و پوست‌كنده مىگفت ايران رفته است و مشكل بگذارند طولى بكشد .