قهرمان ميرزا عين السلطنه
3584
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يابوهاى من روزى مبلغى خرج دارد هر يابو روزى شش هزار ، نوكرها همينطور . سياهه را ديدم . محمد على و حيدر قلى خان علينقى زواركى كه براى معالجه آوردهام روزى سى شاهى قند و چاى مصرف كردهاند امان از دست اين نوكرها . پنجشنبه هشتم هفتم قوس - سرگردانى غريبى پيدا كردهام . هيچ قسم كارم نمىگذرد و گويا بى جا و بىجهت آمده و يك مبلغ گزافى خرج كردم . بعد از ناهار در مغازهها گرديده مقدارى اشياء لازم براى قلعه خريدم . كميسيون بيست نفرى روزنامه رسيده بود . معلوم شد يك كميسيون بيست نفرى از مجلس مىرود نزد نايب السلطنه و بعد مذاكرات زياد به مجلس مراجعت و علنى شرح ملاقات خود را گفته و چنين اين كميسيون رأى مىدهد كه نايب السلطنه يك ماهه فرنگستان براى معالجه برود و به غير آن چاره نيست ( مثل اينكه يك جمع اطباء براى كنسولتاسيون « 1 » مريض رفته و اجازهء آب گرمى داده باشند . الحمد للّه مجلس ما كار اطباء را هم مىكند ) . مجادلهء صمصام السلطنه را هم نوشته بود اما خيلى مختصر و ساده روزنامهء « ايران نو » و « استقلال » چاپ نمىشود گويا همان « مجلس » باشد با بعضى اوراق فوقالعاده ( سوپ لمان ) . « 2 » اتمام حجت ثانى روس دو ساعت از شب گذشته رفعت السلطان آمد تلگرافى از اديب التجار رسيده روسها اتمام حجت ثانى يا چند شرط كردهاند و چهل و هشت ساعت مهلت دادهاند . قرار است فردا در مسجد شاه جمع شده هيجان ملى بشود . صبح جمعه نهم - خانهء اسعد الحكما با جمعى دعوت داشتيم . اين دعوت براى اين است من از مال الاجاره بالاخره از ملكيت شترخان صرفنظر كنم . لقمهء چهل شش شاهى هم بالاتر است . شاهزاده عدل الممالك ، ملك التجار ، حاجى ميرزا . . . « 3 » خان ، ميرزا عيسى خان ، ميرزا حسن خان حاكم سابق الموت ، ميرزا حسين طبيب ، آقاى رفعت السلطان بودند كه ايشان خيلى دير آمده و از مسجد آمده بودند با يك طغرا صورت تلگراف اديب التجار كه به واسطهء اهميت آن عينا درج مىشود .
--> ( 1 ) . مشاوره - Consultation . ( 2 ) . Suplement . ( 3 ) - نقطهچين در اصل است .