قهرمان ميرزا عين السلطنه
3382
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تولهكارى - تنكابن عصر تقى و حيدر قلى خان رفتند سيلكان تقى به خيال اينكه پولى بگيرد از روى تيرها نتوانست رد شود ناچار از ترس دستها را هم به كمك پاها روى تير گذاشت به واسطهء خم شدن ششلول بسيار مرغوب قشنگ من از توى جلد درآمده به آب شاهرود افتاد اوقاتم خيلى تلخ شد اما چه ثمر . مزه دارد كه بعد جمعى از نوكرها را برده كنار شاهرود را جستجو مىكنند مثل اينكه كنار نهر آب تجريش است ! دستهدسته مرد و زن به سمت تنكابون « تولهكار » مىروند . در هيچجاى ايران اربابى و رعيتى و مزدورى منظمى مثل تنكابون نيست ، همه چيزش قاعده و قانون دارد . مالك ، رعيت ، عمله هر كدام تكليف خود را مىدانند از اقصى بلاد ايران هم كه عمله آنجا برود كارش و مزدش معين است ، كلمهاى هم سؤال و جواب ندارد . محض بصيرت توضيحى مىدهم . اولا بايد دانست كه به واسطهء رطوبت و بدى هواى آنجا مردمانش كمعمر و ذاتا تنبل هستند و به قدر خاكش جمعيت ندارد . در هركارى محتاج به مردمان خارج مىباشند . چون به يك اندازه هم متمول تشريف دارند بعضى كسبها و كارها را هم شخصا متحمل نمىشوند . اين است در تمام سال سواى ايام تابستان غربا بايد متحمل زحمات آنها شده و اجرت بگيرند . آنها هم از قديم الايام هركارى را بر سبيل مقاطعه اجرتى قرار دادهاند كه بيشتر راجع به توانائى و قدرت عمله است و خودى از چكوچونه كم و زياد مزد كارگر كه در ايران مرسوم است نجات دادهاند . آن كارگر [ كه ] توانائى دارد بيشتر كار مىكند تا فايده برده باشد خصوصا وقتى كه بطالت و تنبلى كند مورد شماتت اهل ولايت خود زن و فرزند خود مىشود . تولهكارى حالا كه مىروند براى « تولهكار » « 1 » است به اين معنى كه بايد زمينها را شخم زده مرزبندى كنند براى برنجكارى . زمين هم آنجا تماما جريب است كه هزار ذرع مربع باشد ، هرجريبى از هفت هزار الى يك تومان مقاطعهء آن است . عملهء تنبل از شش تومان كمتر و قچاق از پانزده تومان علاوه كار نمىكند ، اقل شش تومان و اكثر پانزده تومان است . زنها كه نشا « 2 » مىكنند هرجريبى چهار تومان اجرت اين زن است . باز همانطور آنها كه زرنگ باشند و خوب نشا « 2 » كنند هفت تومان آنها كه تنبل باشند چهار تومان
--> ( 1 ) - تولهكار يك كار بسيار دشوارى است . زمين گل مملو لجن را بايد با گاو شخم كنند از سرتاپا غرق گل و لجن مىشود . ( يادداشت مؤلف ) ( 2 ) - اصل « نشاست » .