قهرمان ميرزا عين السلطنه
3379
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اعلان خطى - قيمت نمك اعلان خطى امروز غروب از رودبار آوردند . پس از ستايش و ثناخوانى زياد از سپهدار اعظم و آقاى اقتدار السلطنه كه ماليات نمك از قرار يك من شاه سه عباسى بيايند و ببرند . سابقا يك تومان بود بعد خروارى هشت تومان شد حاليه خروارى سه تومان . ديگر نمىدانم اين حكم از مجلس شده يا پيش خود بوده است . على اى حال ديگر نمك به قيمت سابقش نخواهد شد و ما بسى تجربه كردهايم چيزى كه در ايران گران شد محال است ارزان بشود اگر به كلى هم دولت ماليات نمك را بردارد باز هم به قيمت سابق نمىدهند و حرفشان اين است ، منى دو هزار مىبرديد حالا مىگويند فلان قدر اكراه داريد نبريد لازم نيست . معاذير افراسياب خان چهارشنبه 26 ربيع الثانى - ديشب اينجا يخ بسته بود . حشم كه تلف شد ، زراعت كه هيچ ممكن نشد حالا نوبهء ميوهجات و سردرختى است . افراسياب خان سه چهار روز قبل كاغذ نوشته بود به جان بچههايم يادم رفت كه روز چهارشنبه وعده داده بودم رفتم براى كارهاى مهم اوان و زواردشت و خلف وعده شد . اين گذشت پريروز كاغذ نوشته بود آمدم تا شترخان تب و نوبه عارض شد آب هم زياد بود مراجعت به بادشت كردم . ديروز يارفى مىرفتم بين راه يك نفر باغ كلايهاى كاغذ داد از افراسياب خان بود كه خواستم شرفياب شوم تقويم برداشتم ديدم تا دوم ماه نو ساعت ندارد ، لهذا در ساعت نحس نخواستم شرفياب شده باشم ( در صورتى كه امروز گفتند رفته است به دهات رودبار ، ديگرى مىگفت رفته است شهر ) . من جوابى نوشتم هيچ توقع بازديد ندارم در حقيقت اين ديدن من بازديد پارسال شما بود وانگهى چون هروقت نيت آمدن قلعه مىكنيد كسالت تب و نوبه عارض مىشود ابدا به آمدن شما راضى نيستم . حالا هم كه ساعت و تقويم خوب نيامد بيائيد هم من ناچار فرار مىكنم . بارى چيزها بايد ديد . حالا اگر اين ناملايمات از يك شخص تربيت شدهء تجددپرور مشروطهخواه عالم بود عيب نداشت حرف در اين است از يك گاو يا گوسالهء تنكابونى است كه هر را از بر تميز نمىدهد هنوز به تقويم اعتقاد دارد . غروب حمزه على از شهر آمد شيخ نوشته بود تا كاغذ شما رسما نرسد لطف اللّه خان را روانه نمىكند . از تفصيلات طهران هم ابدا متذكر نشده بود . مرقومهاى از آقاى عماد السلطنه روانه داشته بود كه به شيخ نوشته بود چرا فلانى شهر نمىآيد . بچههاى او