قهرمان ميرزا عين السلطنه

3327

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

موسوم به وناش رود جارى است كه اين ده را دو تقسيم مىكند چپ و راست . هيجده خانه سمت چپ ، دوازده خانه سمت راست واقع است . باوجود آن‌كه تمام اين خانوار [ ها ] باهم قوم‌خويش هستند مثل اين است اينها اهل ينگى دنيا و آنها اهل افريقا باشند . در تمام اعمال ضد يكديگرند . اين هيجده خانوار بايد يك كدخدا داشته باشد ، آن دوازده خانوار يك كدخدا . اين علف را مىچراند ، آن درخت او را قطع مىكند . حتى اين دخترى كه عروسى كرده امشب از اين سمت آب به آن سمت آب روانه مىكنند صبح با پدر و مادر و كسانش اعلا عدو مىشود ! من روزى نيست كه مرافعهء اين روى آبى و آن روى آبى را نداشته باشم . اما ايران حالا چه قسم ممكن است مملكت ايرانى را يك مدرسه نداشته و يك دار الفنون نديده ، يك روزنامه نداشته آن هم نصف ترك ، نصف كرد ، نصف عرب ، نصف شيرازى ، نصف بدوى ، نصف عشاير و ايلات مختلف لر ، ترك ، افغان با مذاهب مختلف شيعه ، سنى ، بابى ، شيخى ، ارمنى ، يهودى ، نصرانى ، صوفى و مسالك جديد در ظرف يك سال يا دو سال به قوه و قدرت چهارتا روزنامه و هزار نفر آدم تربيت شده وطن‌پرست همراه و متفق كرد كه از جان و مال و اولاد دست كشيده شمشير برداشته در مقابل توپ شنيدر و كروپ و سپاه منظم ديسيپلينه جنگ نمايد ! من عهد كرده بودم از عقايد خودم من‌بعد ذكر ننمايم باز بىطاقتى كرده توبه را شكستم . اميد عفو دارم . استغفر اللّه ربى و اتوب عليه . برف چهاردهم دوشنبه 11 ربيع الاول - اين قدم نامبارك حسن تاجرباشى و مشهدى آقاسى است كه هروقت به شهر مىروند هوا اين‌طور مىشود . از ديروز چهار ساعت به غروب مانده باد سردى برخاسته و بناى آمدن برف را گذاشت . تا سه ساعت از شب رفته يك چارك متجاوز برف آمد بدون آن‌كه ذره‌اى آب شود . تا امروز سه ساعت از دسته گذشته ابر بود و نمىباريد تا پشت بامها را پارو كردند . مجددا شروع به آمدن برف كرد تا سه ساعت به غروب مانده و به شدت هم سرد شد . باز ايستاد . همين‌قدر كه بامها را روفتند رعيتها پائين نيامده باز شروع كرد تا الآن كه سه ساعت از شب مىرود و معلوم نيست ساكت گردد . زمين و زمان سفيد شده اگر ما اين برفها را سه برف حساب كنيم تا حال چهارده برف بزرگ آمده ، يكى حساب كنيم دوازده برف بزرگ است . از همه اين برف به قدر