قهرمان ميرزا عين السلطنه

3323

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نزديك است يخهء او را هم توى كوچه بگيرند . حكومت عزيز اللّه خان عزيز اللّه خان پسر خسرو خان هم كه اول مجاهد بود براى اين‌كه پست را زده بودند او را متهم نمودند . بعد از آن‌كه سارق پست پيدا شد قهر كرد . رفته قرابلاغ با صد و پنجاه سوار نشسته از همه دهات ماليات گرفته ، سيورسات گرفته ، حكمرانى مىكند حتى ماليات مشعل‌دار نيم فرسنگى قزوين را او گرفته . با رشيد السلطان مكاتبه دارد . با محمد خان و مسيح خان ساخته . هرچه هم از شهر نوشتند اعتنا نكرد . حتى در جواب كاغذ ميرزا حسن شيخ الاسلام دو هزار فحش نوشت . از شهر هم اسلحه و پول كمك مىكنند . نانواهاى شهر نان يك من چهار هزار شده خيلى مردم از گرسنگى مردند . بلديه التزامى از خميرگير و شاطر مىخواست كه همه روزه حمام بروند لباس فاخر تنشان باشد . خميرگير شپش نداشته باشد . آوردند مهر كنند گفتند ما اگر لباس فاخر مىداشتيم خميرگير و شاطر نمىشديم . با روزى سى شاهى اجرت هم نمىتوانيم هرروز حمام برويم ، يا لباس فاخر درست كنيم . رد كردند . وضع قزوين خوب قشون روس مىرود يا نه . بله يك دسته رفتند مابقى هم مىروند . مردم مىگويند روس و آلمان و انگليس ايران را قسمت كرده‌اند ديگر محتاج سالدات نيست . ديگران مىگويند هرچه امتياز روس مىخواست شاه داد و حالا مىرود . اما آنچه راست است اينها جلوى راه طهران را گرفته بودند حالا مىروند راه براى مردم باز شود و حكما يك هفته بعد از رفتن آنها عزيز اللّه خان به شهر مىآيد و شهر قزوين برهم مىخورد . صد نفر قزاق مىماند . جلوى قونسلگرى عمارت براى آنها درست مىكنند . وضع روسها نعش قونسل اصفهان كه در چاه افتاده بود وارد كردند . در كالسكهء مملو از گل و سبزه حاكم ، معاون ، پليس ، ژاندارم ، تمام قشون روس و اعيان شهر استقبال ، و روز ديگر هم تا چاه‌خانه به همان ترتيب مشايعت كردند . اين بدگوئيها ، اين احترام غريب است . « خدايا