قهرمان ميرزا عين السلطنه

3324

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

زين معما پرده بردار . » اين رفتن قشون روس اگر يك قرارداد رسمى صحيحى نداشته باشد حكما شعبده و نيرنگى در بين است و شايد همان باشد كه امان اللّه خان گفت و عدم حضور آنها اغتشاش را در اين نزديكى طهران چندين برابر نمايد . بيست و دو تومان و شش هزار پول زور و مفت بىجائى براى يك ماه و چهار روز اقامت بىجهت حضرات داده كه صبح تشريفات را ببرند ! خدايا من چقدر پول بى جا به مردم دادم ! از وجود اينها دو غاز برايم كارسازى نبود مگر فيس و افادهء زياد . آلمان و ايران حالا از روزنامه‌جات كمى نوشته شود . نتيجهء ملاقات پتسدام براى ايران بدبخت اين شد كه دولت آلمان تمام روابط و حقوق سياسى و تجارتى و امتيازى روس را در ايران تصديق كرد و راه‌آهن آتيهء ايران را هم قرار شد با مال بغداد وصل نمايند ( اين هم حكايت دوست عزيز و حامى خيالى ما آلمان ! ) . حالا مزه دارد روزنامه مىنويسد كه ما هفت ماه قبل گفتيم ايران عقد اتحادى با آلمان ببندد وزير خارجهء ما گوش نداد . اما خير از اول هم معلوم بود ، اينها هرگز همديگر را نمىگذارند ما را بگيرند . خصوصا آن كار هم صرفه نداشته باشد و راجع به آنها هم نباشد . آلمان چه قسم مىتواند دخالت در كارهاى راجعه به روس و انگليس بكند . اگر او دخالت بيجائى كند اينها هم مىكنند . از آلمان هم مأيوس شدند ، حالا اطريش و ايطاليا را به ميان آورده‌اند ! محمد على شاه تفصيلات ديگرى از محمد على ميرزا نوشته و گويا پس از حركت از ادسا دولت ايران قسط مقررى او را نمىدهد لكن صاحب‌منصبى از طرف سفارت روس رفته و با كمال سختى از وزارت خارجه ما استرداد مىكند . ما يك فقره « آرتيكل » جريدهء « اكسيون » « 1 » پاريس را ترجمه نموده است مىنويسيم . آرتيكل « آكسيون » « از بروكسل به ما نوشته‌اند كه شاه قديم ايران محمد على با زن و بچه و دسته‌اى از نوكرهايش اينجا وارد شده‌اند . يكى از همراهانش ارشد الدوله است كه 23 ماه ژوئن 1908 اقدام كرد در توپ بستن به پارلمان . باوجود انكارهاى شاه تبعيد شده و

--> ( 1 ) . Action