قهرمان ميرزا عين السلطنه
2690
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
او غارت مىشود . مستبده مىشود ملك او غارت . حالا هفت نفر كشتهاند ، تمام املاك را ضبط كردهاند . پس ظلم كدام است ، چه چيز است . قزوين و گيلان پنج هزار آبادى دارد همان مال حضرت و الا كه مىفرمائيد معصوم است بايد ضبط شود . اطمينان و قول صريح داد من درست مىكنم . گفتم اطاعت مىكنم . فرمودهء شما را قبول داريم . شما مايهء اطمينان قلب همه هستيد . و الّا احدى اينجا نمىآمد . همين اقبال الدوله پايش را اينجا نمىگذاشت . اقبال الدوله سرش را تند تند به تصديق تكان مىداد و گفت چهها مىكردند . كاغذى به خط مستشار السلطان به حضرت و الا نوشت احوالپرسى و بعد چرا در اين موقع به شهر تشريف نمىآوريد كه با حضور حضرت و الا ترتيبات داده شود . بردند كمسيون خواندند و آوردند . « 1 » نايب السلطنه بدون اجازهء كمسيون جواب سلام كسى را نمىدهد . اما مىگويند رأى كمسيون رأى و فرمودهء سپهدار است ! من وضع را بسيار بدتر از سابق مىبينم . خدا رحم كند . خرماندو جليل خانى آمد عريضه داد . فراش خلوت شاه شهيد بود ، بعد نوكر خود عضد الملك شده بود . حالا بواسطهء ريش محرابى كه گذاشته بود شناخته نشد . بعد كه معرفى خود را كرد يك ساعت آقا اظهار التفات كرد . همان قولها كه دربارهء حضرت و الا به من مىداد به اين نكره مىداد و مىگفت همين كه مال شاه شهيدى كارت خوب مىشود . سه مرتبه تعظيم كرده رفت . باز صدا زد و تعهدات نمود . دفعهء چهارم صدا زد و گفت از آن پيوند « خرماندو » « 2 » در موقع براى باغ سليمانيه بياور مبادا فراموش كنى . گفتهاند اتراك را بايد از دربار و كارهاى دربارى معاف كرد . همين است كه مشاغل دربارى را به ديگران مىدهند . چشم همه از سپهسالار ترسيده . حقيقة نوكرهاى مظفر الدين شاه در آن عهد و در اين عهد باعث خرابى و بر بادى ايران شدند .
--> ( 1 ) - اصل نامهء عضد الملك موجودست و در ميان اوراق جدا به دست آمد و در صفحات مقدمه به چاپ رسيد . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - خرمالو . نوعى ميوهء جنگلى به نام خرماندو - خرمندى در باغهاى قديم تهران بود كه در پائيز مىرسد . پيوندى آن را خرمندى يا خرمالو مىنامند . ( ا . ا . ) .