قهرمان ميرزا عين السلطنه
2691
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تلگراف ستار خان و باقر خان ستار خان و باقر خان تلگرافى به سپهدار اعظم كرده بودند كه باش بندرى عثمانى مىگويد من ديگر شما را نمىتوانم نگاهدارى كنم مگر اينكه به اسلامبول برويد ، تكليف چيست . از اينجا سپهدار جواب مىدهد شما از هر راهى كه ممكن است اگر مىتوانيد طهران بيائيد و حال آنكه اينجا هم سفارت روس هست و امكان ندارد بيايند . باز گفتند آنها تلگرافى كردهاند اما سواد اين تلگراف را مثل آن يكى كه در روزنامه چاپ شده بود نديدم كه ما همه كارها را كرديم حالا تركها را از كار خارج مىكنيد و شاه را عزل مىكنيد ابدا ما راضى نمىباشيم . قشقائى وزير داخله آنجا آمد . آقا گفت جواب تلگرافات را ملاحظه كرديد . گفت بلى . ما در خراسان قوه نداريم ، در آذربايجان نداريم ، اما براى فارس داريم . حالا كه علاء الدوله را قبول نمىكنند نبايد در اين اول سلطنت سست گرفت . صمصام السلطنه را تلگراف مىكنم برود سر ييلاقات قشقائى . آنها كه ديدند سر خانهاى آنها مىروند صولت الدوله را تنها گذاشته به سمت علاقهجات خود مىآيند . نايب السلطنه هم تصديق مىكرد . در صورتى كه من شيراز بودهام و مىدانم كهر كم از كبود نيست . قشقائى از بختيارى عاجز نيست ، بلكه جمعيت آنها خيلى زيادتر است . منتهى آن وقت بين خوانين نقار بود ، حالا صولت السلطنه عبد الله خان مرده و اسعد السلطنه پسر ايلخانى مرده صولت الدوله اسمعيل خان معتبر شده و همه كار مىتواند بكند . طبيعت ايلات تمام اين سركردگان ايلات كه ايران در چنگال آنها است وقتى كه ديدند عليقلى خان با ششصد سوار آمد شاه را تغيير داد و حالا صدر اعظم شده فرمان به همهء آنها مىدهد و احكامات به ولايات مىفرستد تمكين نمىكنند و هر كدام هزار سوار دارند در تهيهء آمدن طهران و تعيين سلطان جديدى هستند . آنها وزير داخله نمىدانند چيست . همين قدر كه اين تلگراف مىكند به حكام ، آنها مىگويند اتابيك و صدر اعظم است . در ايليت نقص آنها است و هرگز زير بار نمىروند . انتخاب او به وزارت صحيح نبود . اما او سلطنت را تغيير داد كسى چه جرأت داشت . با وجود آنكه شخصا آدم تربيت شدهء مؤدب مهربان با كمالى است و شايد از خيليها بهتر باشد اما ايلات ما به حرف حساب گوش نمىدهند .