قهرمان ميرزا عين السلطنه
2679
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
پرستش مىكنيم . آن وقت همه زنده باد شاهنشاه گفتند و موزيك زدند . در باغ ازدحام بود . مردم زور آورده داخل شوند . هر چه كردند ممكن نشد تا چند نفر مجاهد ششلول كشيده بزنند . معرفى يپرم خان آن وقت سپهدار ، معز السلطان و اسد الله خان و مسيويپرم و جمعى را معرفى كرد . يپرم مرد بلندقد لاغراندامى است . ريش بورى دارد . از ارامنهء جلفاى روس است . اينها تمام غرق فشنگ بودند . هر يك ، يك تفنگ و يك طپانچه در دست داشتند و از دم دروازه در ركاب شاه آمده بودند . منتصر الدوله شكل غريبى خودش را درست كرده بود . كلاه تماشائى و شكم بزرگى داشت . شادى مردم شاه برخاسته اندرون تشريف برد . نايب السلطنه به ما گفت ميل داريد بمانيد ، نداريد تشريف ببريد . فردا سلام است . البته بيائيد . همه مردم خوشحال بودند . ديگر شادى سپهدار و سردار اسعد و ساير مجاهدين معلوم است . دم در تا بيرون تخت مرمر از جمعيت و ازدحام معركه بود . گفتند از دم قصر قاجار اهل شهر ايستاده بودند تا باب همايون ، به قدرى شادى كردند و بقدرى دست زده زنده باد گفتند كه به فلك مينا رنگ صداى كف و زنده باد رسيد . دور كالسكه شاه را گرفته مىخواستند كالسكه و اسب را به دوش خود بياورند . فرياد شاه نزديك باب همايون از شدت جمعيت اسبهاى كالسكه از حركت ماند . شاه را بيرون آورده به زحمت داخل دالان كردند . شاه در دالان تاريك و ميان اين همه مردمان ناشناس و تفنگ و فشنگ واهمه كرده فرياد كشيده و خودش را بغل خواجه انداخت و بردند اندرون به زحمت ساكتش كردند . محبوبيت ناصر الدين شاه من خيلى افسوس خوردم چرا استقبال نرفته و تماشا نكردم . بارى شاه را بايد مردم دوست داشته باشند . اين شاه هر جا بخواهد مىتواند برود . تمام مردم پليس و نگاهبان او مىشوند . حالا مردم همينطور ناصر الدين شاه را هم دوست داشتند . سواره ، پياده ، در