قهرمان ميرزا عين السلطنه
2644
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
داشت . تمام مردم پارچه قرمز را به اقسام و انواع زده بودند . يكى به شال ، يكى به بازو ، بعضى دستمال خيلى بزرگ . نايب على كه يك تفنگ بسيار بزرگ به شانهء خود انداخته بود . دم در جمعيت زياد بود راه نمىدادند . من ايستادم فخر الممالك جلو افتاد گفت من درست مىكنم ، تا رسيد نزديك مجاهد برگشت و به من گفت حضرت و الا بفرمائيد . باز اين اسم در اين موقع هم اثر خود را بخشيد . فورا راه دادند داخل شديم . خيليها بودند . مبارك باد مىگفتند . مهندس الممالك ، فرمان فرما و مستوفى الممالك را در بالاخانه ديدم . گفتند خيليها هستند . ما نرفتيم براى آنكه خيلى عرق كرده و گرممان شده بود . رفتيم به باغ روى صندليها كه غارت شده بود و حالا آورده بودند نشستيم . از سقا آب گرفته خورديم . دسته دسته از محلات و گذرها تفنگ به دوش مىآمدند . اما معلوم بود چه حالت دارند . گفتند آن چند روز يك نفر از آنها را به جنگ روانه نكردند . دو عرابه توپ هشت سانتيمترى هم در دالان زير عمارت گذاشته بودند كه ملت آن روز گرفته بود . اما كولاس نداشت برده بودند . ناصر الملك رئيس الوزراء - يفرم اسد الله ميرزا را ديدم گفت كميته ، وزارت خارجه را به ناصر الملك داد با رياست وزراء و الان حكم آن قرائت شد . تلگراف كردند بيايد . فعلا همين سه وزير معلوم شد . يفرم رئيس نظميه شده . ميرزا احمد خان حيدرى مىگفت اين مرد سى و هفت سال است « رولوسيونر » است . در اين ايام خيلى خدمت كرده . در سه اردو جنگ مىكرد و آن شب در چهار جا يورش مىآورد . اما من هر چه نگاه كردم هيچ از اين توپها خرابى نرسيده بود . باور كردم كه اسد الله ميرزا مىگفت . تمام نمرهء توپ روس بود و همه را به خطا مىانداختند . حتى گفت سردار ارشد خواست خودش يك توپ را ميزان كند نگذاشتند . فقط چراغ بزرگ برق مقابل در مجلس شكسته بود . شمس ملك آرا اسد الله ميرزا ( پسر شمس الشعراء وكيل سابق « 1 » ) مىگفت اين موقعى است كه اگر ملت ايران توانست كارى كند فبها و الّا ديگر خاتمه . گفتند به سفارتها خصوصا سفارت روس و انگليس اعلان عزل شاه و سلطنت احمد شاه شده تا امروز عصر جواب نرسيده . شاه هم در سفارت روس است . اما بيرق انگليس را هم آنجا زدهاند و سوار هندى هم
--> ( 1 ) - شهاب الدوله شمس ملك آرا