قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 12
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جمعى از آشوبگران فرصتطلب جهت منافع شخصى رعاياى بيچاره مظلوم را به اميد واهى واگذارى املاك به آنها آلت دست كرده و از هستى ساقط نمودهاند و هر روز به عنوان پول وكيل ، مخارج اقامت وكلا در تهران ، مخارج تلگراف و غيره اخاذى نموده حكام محلى و رؤساى شهر قزوين هم براى اينكه از اين خوان گسترده بىبهره نمانند به اين آتش دامن مىزنند . اشرار از هيچ تهمت و افترائى به پدرم دريغ ندارند تا جائى كه شايع مىكنند تخريب قلعه حسن صباح به دست عين السلطنه صورت گرفته است . با اينكه اعمال قوه و شدت عمل به او توصيه مىشد ولى هرگز از اين راه وارد نشد و با نهايت صبر و بردبارى و ملايمت و ملاطفت و پند و اندرز بالاخره موفق و امنيت را برقرار مىكند . مشقات و ناملايماتى كه در راه برقرارى امنيت متحمل شد و تلاشى كه در اين راه كرد از حوصله اين مقال خارج است و خواننده محترم در اوراق خاطرات پى به آن خواهند برد . با اين همه اشتغالات نامطلوب كه گاه از خدا طلب مرگ مىكند از نوشتن خاطرات روزانه و وقايع مملكتى و خارجه كوتاهى نمىكند و از طريق مكاتبه با برادران و اقوام و دوستان و جرايدى كه براى او فرستاده مىشد و از روزنامه لندن نيوز از وقايع مطلع مىگرديد و بعضى از مقالات مفيد جرايد را عينا يادداشت كرده است و متأسف است كه در تهران نيست و نمىتواند شخصا از وقايع آگاه شود و اخبار را به طور دلخواه در دفتر خاطرات بنويسد . علاوه بر وقايع تاريخى و اتفاقات روزانه شخصى در سركشى به دهات الموت يا در دعوتهائى كه به هر مناسبتى از ايشان مىشد ( بخصوص پس از ازدواج با مادر من « 1 » و خويشاوندى با الموتيها ) رفت و آمدها و دعوتها بيشتر شده است آداب و رسوم محلى را از عروسى و عزا و روضهخوانى و تعزيه و نوحهخوانى و مراسم نوروز و نوروزىخوانى و تصانيف محلى و نمايشهاى مرسوم و معمول از قبيل تقليدهاى خندهآور و كشتى گرفتن با ظرافتى خاص آميخته با لغات تاتى كه لهجه اهالى الموت است به تفصيل بيان كرده است . با وجود مخالفتهائى كه از طرف معاندين و آشوبگران اعمال مىشد همواره غمخوار زارعين و از ستمى كه از طريق اين افراد به آنها مىشده رنج مىبرده و حتى الامكان سعى داشته است كارى كند كه رفاهيت نسبى را براى آنها فراهم كند به عنوان مثال وقتى از اجحاف فروشندگان دورهگرد نسبت به اهالى الموت صحبت مىكند
--> ( 1 ) - قباله ازدواج ضميمه است .