قهرمان ميرزا عين السلطنه
1838
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مجلس سنا است ، بعد قوانين آن . همه تصديق كردند . اگرچه صنيع الدوله باز به مجلس رجوع مىكرد . ظل السلطان و مقامات حريرى ظل السلطان ننوشتم شاهزاده مىگفتند با علاء الدوله از مقامات حريرى صحبت مىكرد كه خواندم و چيزى نفهميدم . حضرت والاى ما تعجبها مىكرد كه مىشود كسى كه عالم به علمى نيست بلكه فارسى هم نمىداند افادهء علمى كند . من جواب عرض كردم با شما كه صحبت نمىداشت ، طرف خود علاء الدوله را قرار داده بود كه خط فارسى و الفبا را هم نمىتواند بخواند و البته ظل السلطان پيش او عالم و فاضل يگانه است . ادعا و افادهء علمى نكند نزد كى بكند . ظل السلطان هنوز مجلس برقرار نشده مىفرمودند رئيس مجلس خوب است مشير السلطنه يا نظام الملك باشد . اغلبى خنده كرده جواب دادند رئيس مجلس بعد از انتخاب سناتور و انعقاد به اكثريت آرا برقرار خواهد شد . سناى مكى نه سناى ملى مختصر قرار شد اسامى نوشته شود ، هركس حاضر بود نوشته ، هركس هم از غائبين اسم برد ثبت شد . بعد حضور شاه رفته صورت اشخاص را تقديم كردند . شاه قدرى از لزوم سنا و بعد صحبتهاى متفرقه فرمودند . بعد از چهارده ماه كه شوراى ملى برقرار است تازه به فكر سنا افتادهاند و حال آنكه اگر در به دو امر منعقد شده بود از اين اتفاقات كمتر مىافتاد و قوانين صحيحتر جارى مىشد . نظامنامهء سنا در قانون اساسى نوشته شده ديگر تكرار نمىكنم . اما سنائى كه رئيس آن مشير السلطنه يا نظام الملك و اعضاء آن صدر السلطنه يا معين السلطان يا علاء الدوله و لسان الملك و سپهر و از اين قبيل اشخاص باشند سناى مكى است نه سناى مقابل شوراى ملى . . . « 1 » شلوغى چهارگوشهء مملكت مطلب زياد است من هم بسيار كار دارم ، يعنى كارهاى لغو بىمعنى . نمىتوانم آنچه واقع مىشود شرح بدهم و بنويسم . همان دربخانه شنيدم اصفهان باز شلوغ شده . وزراى بيچاره تلگرافخانه رفتند حضورى گفتگو كنند . حضور شاه نرفتم . حقيقة ميل نكردم . به جهت آنكه هيچ از اين كارهاى او و پلتيك او سر در نمىبرم . روزبهروز هم اوضاع
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .