قهرمان ميرزا عين السلطنه

1818

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عريضه به شاه نوشتند كه مختصر اين است اگر همراهى با مجلس نكنيد ما با شما همراه نيستيم . شاه در صورتى كه مىبايست جواب به آنها بدهد كه من روز اولى كه امضاء قانون اساسى كردم مشروطه شدم ، شما فلان فلان شده‌ها مشروطه نشده بوديد كه كارها ضايع شد . جواب مرحمت‌آميزى [ آمد ] كه من از آن روزى كه امضاء قانون اساسى را از شاه مرحوم گرفتم و خودم امضاء كردم مشروطه‌پرست و مشروطه‌خواه بودم و به آبادى مملكت و رفاه رعيت و آسايش عموم ميل داشتم . اين عريضه و دستخط شاه چندين هزار نسخه چاپ شده و منتشر شد . آن وقت علاء الدوله تمام را جمع كرده به مجلس رفت و قسمى مثل همان قسم كه با ما و ده همچو قسم تا امروز در ايام شاه شهيد و مظفر الدين شاه خورده بود خورد . رفتند تلگرافخانه و به تمام ولايات تلگراف كردند كه از امروز به بعد بايد كارها منظم شود . ما همه قسم خورديم و مشروطه‌طلب شديم . هركس خلاف كند چنين و چنان مىشود . بعضى از « سوليز سين‌ها » « 1 » را ديدم كه مىگفتند « كنسى دتا » « 2 » مىخواهيم برپا كنيم . انجمن خدمت يك روز بعد عمارت خورشيد را براى خود گرفتند و تمام جمع شده امير خان سردار رئيس و خود را « انجمن خدمت » ناميدند . من روز دوم با جلال الدوله آنجا رفتم . امير خان سردار زنگ را جلو گذاشته و هر دقيقه مىزد . در صورتى كه اين امير خان سردار بيست و پنج سال دارد و تمام آنچه من آدم ديدم آنجا نشسته بود پنجاه و شصت سال بلكه زيادتر داشت و تمام شأنا ، احتراما از او بالاتر بودند . چون داماد علاء الدوله و ميان مشديها از اول عمر داخل زورخانه كارها و حق و حساب [ بگيرها ] بود علاء الدوله وادار كرده رئيس شده بود . يادم نمىرود روزنامه‌نويس « ترقى » را كه آمده التماس مىكرد مطالب اين انجمن را مخصوص روزنامهء من كنيد و امير خان سردار كه امير اعظم شده مىگفت پس بايد از امروز اسم روزنامهء خود را تغيير داده « خدمت » بگذارى و او مىگفت الساعه تغيير مىدهم . در همين عمارت قبل از شمران با سردارها و اهل نظام جمع شده قسم خوردند و كارها در مدنظر داشته و چيزها مىگفتند كه آدم حيرت مىكرد . پس از چندى معلوم شد تمام براى اغراض شخصى است . چون صورت نگرفت زودتر موقوف شد .

--> ( 1 ) - Civilisation . ( 2 ) - Conseil d'Etat .