قهرمان ميرزا عين السلطنه
1819
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نمايندهء مجمع قاجار در انجمن مركزى از هر اداره نماينده خواستند . رئيس قراسوران و حاكم معلوم كردند . چهار روز نگذشت از انجمن مركزى صدا درآمد كه اينها اگر انجمن هستند چه كار به كار دولت دارند و دخالت در كار وزراء مسئول مىكنند . اگر كابينهء وزراء است پس آنها چه كارهاند . اين صحبت را شاهزاده مؤيد السلطنه كه نمايندهء مجمع قاجار در انجمن مركزى بود در آنجا اظهار داشت . رئيس گفت راست مىگويند . آصف الدوله گفت دروغ . علاء الدوله برحسب دستخط شاه مختصر ميان خود آنها نزاع شد . آخر معلوم شد تكليف آنها اينها نيست . سه روز بعد محل را تغيير داده « انجمن سيار » شدند . هر شب [ و ] روزى يكجا . انجمن اكابر - انجمن خدمت بعد يعنى در همان ايام طلوع فراشها لايحه نوشته كه « انجمن خدمت » ما هستيم و شما بىجهت اين اسم را به خود دادهايد . اسم را تغيير داده « انجمن اكابر » گفتند . تمام اين جنبوجوش براى همان تپانچهء عباس آقا شد كه علاء الدوله و جمعى را هم اسم برده بودند و رقعه نوشته بودند خواهيم كشت و يك بمب كوچكى هم نزديك در حياط علاء الدوله انداخته بودند كه به دكان خياطى بيشتر صدمه رسانيد تا خانهء او . از ماها هيچ دعوت نكردند . زيرا مىدانست ديگر فريب نمىخوريم . فعلا هم در كار اول در ماندهايم . سوءظن ملت را از خود و بعضيها دور كرد . روزنامهها بنا كردند از اين خدعه و تزوير تمجيدات كردن . اگرچه ديگر نطقها و روزنامهها هم وقعى ندارد و گوش ايرانيها پر شده . همان اوايل ترس و واهمه داشتند . حالا ديگر كسى اعتنا نمىكند ، از بس بىجهت و بىموقع و مكرر هتاكى و هرزهگوئى كردند . روزنامهها چون از روزنامهجات اسمى برده شد لازم شد مختصرى از آن بنويسم . يك سال است يعنى پس از سلام مظفر الدين شاه و تعيين وكلا كمكم روزنامه زياد شد ، مثل همه كارهاى ما ناقص و بىمعنى و ركيك . هركس هفت تومان پول داشت چهار تومان كاغذ از مغازهء روسى خريد . سه تومان مخارج طبع و روزنامهنويسى [ داد ] و صاحب امتياز و اداره شد . آنقدر هتك احترام از همه كردند ، آنقدر مطالب دروغ بىمعنى ركيك نوشتند كه روى تمام مردم باز [ شد ] و همهكس به صدا درآمد . وزارت علوم به يك بلائى دچار شد كه ماهى يك وزير از دست آنها استعفا داد . هرچه توقيف كردند ، هرچه مذمت كردند فايده نكرد . بقدرى از شرع توهين شد ، بقدرى به مملكت ما نشر آنها ضرر رسانيد كه