قهرمان ميرزا عين السلطنه

1788

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شعرهاى بند تنبانى عصر پياده از خيابان بالا رفتم كه طاقهاى نصرت و تزيينهاى ورود موكب مسعود را تماشا كنم . سيد حمزه هم رسيد . مدتى است با منيع الدوله از زنجان آمده . شعرهاى بندتنبانى به بعضى پارچه‌ها و ورقه‌ها نوشته آويخته بودند . من‌جمله اين شعر : علم عافيت رسيد به ماه * از ورود مظفر الدين شاه دو سال قبل كه در ماه رجب از فرنگستان تشريف آوردند اين بيت را نوشته بودند كه اغلبى حفظ دارند . وجب وجب خوش آمدى * ماه رجب خوش آمدى اين اشعار به مراتب از ابيات صدر السلطنه وزير فوايد لغوتر گفته شده . خيابانها پرگرد و خاك كثيف . اين است كه ماها عادت كرده‌ايم و الا هر كس دو مرتبه عبور كند ناچار چشم‌درد و سينه‌درد مىشود . اين‌همه مىروند فرنگستان و مليونها خرج مىكنند چه ثمر دارد . در صورتى كه مملكت و شهر خودشان اينطور است . ثلث و ربع آن ميلونها را اقلا خرج اين شهر مىكردند . يا يك تربيتى مىدادند كه آنقدر زمستان و تابستان كثيف و چركين نباشد . هنوز شهر پايتخت ما يك خيابان خوب ، يك باغ معمولى ، يك چراغ صحيح ندارد . پاريس قشنگ است به ما چه . هروقت شهر خودمان قشنگ شد تعريف دارد . شورش سه شهر از حاجى افخم الدوله كاغذ مختصرى رسيده بود كه تويسركان را شلوق كرديم حالا نوبهء نهاوند است . تاكى مراجعت به ملاير كنيم و هر سه شهر بشورند . راسته بازار نهاوند هم آتش گرفته يكصد و سى دكان سوخته . حضرت و الا صيغه‌هاى خودشان را هم همراه برده بودند كه افتضاح آن از همه زيادتر بوده . يك ساعت از شب رفته است به قول اميرزاده « نامه » رسيده و جواب آن لازمتر است . قالب ! سه‌شنبه سيم - عيد مباركى ، روز ميمونى است . سابق بر اين كسى را كه آنقدر در عزايش خرجها مىكردند و خودكشان مىنمودند از تولدش اسمى نبود . اين شاه از به دو جلوس امروز را عيد گرفتند . مردم هم تأسى كرده اظهار حياتى نمودند . اميرزاده از صبح اين‌جا بود . . . عصر را به تماشاى تزيين معبر ملوكانه رفتم . همان پارچه‌هاى مندرسه و