قهرمان ميرزا عين السلطنه

1787

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سركار آقاى عماد السلطنه همچو صلاح ديدند كه شوخيها جدى ، دروغها راست شود . كارى كه در پانزده سال قبل مىبايست صورت بگيرد امروز انجام گرفته شود . از آنجا هم كه به سليقهء من و پسند تمام همشيره‌ها اين خانم مطابق آمده بود ، ديده ، شناخته ، از همه چيز هم مستحضر بوديم هرقدر شاهزاده خانم مادرش آن عنوانات سابقه را كرد مفيد فايده نشد . آقاى عماد السلطنه به توسط مكرم الدوله اخوى بزرگ و پسر مرحوم معين السلطنه عمل را قطع كردند . ايرادهاى زنانه و تكليفات شاقه را كنارى گذاشته در 27 ماه جمادى الاول به سلامتى صيغهء عقد جارى شد . هرقدر من از غرابت اين مواصلت و تعجب خودم بنويسم كم است . هركس ايام گذشتهء من و اين شاهزاده خانم و دخترش را ديده مىداند كه بىاندازه محل حيرت واقع شد . مقدرات الهى را كسى پى نمىبرد . سى سال از عمر آن خانم مىگذرد . اگرچه خوش ندارند زنها كه به اين صراحت عمر آنها را مردها بدانند . اما خير آگاهى ما به اين خانواده بيشتر از خودشان است . نبايد شوهر بكند ، آنقدر بماند تا نصيب من بشود . فعلا از اين مواصلت راضى هستم به جهت آن‌كه با علم و اطلاع كامل كه داشتم نمىتوانم منكر شد . تا بعد خدا چه خواسته باشد . بارى عصر را خانهء شاهزاده خانم رفتم . همشيره هم آنجا بود . چايى عصرانه خورده قدرى باز از صحبتهاى گذشته به ميان آمد . هرچه مىخواهم زودتر بيايند يك عذرى مىآورند . امروز قرار به سيم ماه نو دادند از آنجا منزل آمدم . آب كثيف سنگلج جمعه 22 رجب - صبح حمام بودم . شاهزاده معتضد السلطنه تشريف آورده مرا به خانهء خودشان بردند . نزديك خانهء مجد الدوله خانهء قديم مشير السلطنه را اجاره كرده عز الملوك خانم دختر فخر الملك را كه براى منصور الدوله « 1 » عقد كرده بودند اين سفر كه از گلپايگان آمد عيالش را در عراق گذاشت هرطور بود عروسى كردند و عزى را آوردند . همدم خانم دختر ديگر فخر الملك كه عيال اعظم الدوله پسر عضد الملك است امروز ديدن خواهرش آمده بود قدرى در اندرون نشستيم . ماشاء الله هر دو قشنگ هستند . حاجى زهرا سلطان هم بود . بعد آمدم بيرون اطاقهاى كثيف دارد . اندرونش بزرگ است . اگر تعمير كنند بد نيست . هوا گرم ، آفتاب هم تا بيخ اطاق افتاده بود . مگس هم زياد [ بود ] خيلى بد گذشت . آب كثيف سنگلج هم كه معلوم است جاى هيچ غذائى در شكم نمىگذارد .

--> ( 1 ) - منصور الدوله . پسر معتضد السلطنه كه بعد سالار اعتضاد شد . ( مسعود سالور )