قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 12
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اوضاع مىدانسته است . در جايى نوشته است كه « برويد پى علم ، صنعت ، فضل ، هنر تا گول هيچكدام را نخوريد و الا تا علم نداريد در دست يكى از اين دو طايفه ذليل و ملعبه و بازيچه هستيد . » ( ص 1858 ) جايى نوشته كه بجز عدهاى كه طرفدار روس و انگليسند آنها كه خود را مشروطهخواه مىدانند سرگروهند . تنى چند آنها هستند كه ثروت كلان دارند ، مانند ظل السلطان و سپهدار تنكابنى . دستهء ديگر شاهزادگان و نجباى بىچيزند مثل ظهير السلطان پسر ظهير الدوله ، امجد الملك و معتضد السلطنه . بالاخره دستهء سوم كسانىاند كه قصد انتفاعبردن از هر دو جانب دارند . در آوردن مراسم و جريانهايى كه خود شاهد و ناظر بوده دقيق است و تفصيلپرداز بطور مثال آيين قسمخوردن محمد على شاه در مجلس ديده شود كه چه خوب و منظم به ثبت درآورده است ( ص 1808 ) يا اطلاعاتى كه از جلسات مجلس شوراى مملكتى ( كه در اواخر عصر استبداد صغير به دستور محمد على شاه از عدهاى از رجال تشكيل شد ) مثلا صفحهء 2382 . عين السلطنه مشروطيت را تقليد مىدانسته از انقلاب فرانسه و تأثير نوشتههاى الكسندر دوما ( ص 1809 ) و به هرحال گاهى متذكر شده است كه براى اوضاع ايران زود بوده است و مردم عموما نمىدانستهاند كه مقصود چيست . از جمله نوشته است از كسى كه مىخواسته است داماد خانوادهشان بشود پرسيده شده بود مشروطهاى يا مستبد ، و او گفته بوده است نمىدانم و بالاخره مىگويد فهميدم معنى مشروطه اين است كه آدم هركارى خواست بتواند بكند . ( ص 1892 ) عين السلطنه در سراسر اين مجلد به تفصيل و ريزهكارى مطالبى را كه ديده و شنيده ، حتى آنچه را كه در مخيلهاش به تصور مىگذشته است بر صفحهء كاغذ نگاشته و به يادگار گذاشته است . مخصوصا در بخش مربوطه به پناهندگى شاه به سفارت روس به مناسبت آنكه پدر خودش - عز الدوله - نيز به آنجا رفته و مانده و پناهنده شده بود ( چون به املاكش از جانب سپهدار تعرض و تجاوز انجام شده بود ) توانسته است اطلاعات خوبى را در گردش قلم مضبوط كند كه تاريخنويسان را مفيد افتد . با اين چند نكته كه در فوايد اين مجلد گفته شد يادداشت سوم به پايان مىرسد و خوانندگان را نويد مىدهد كه جلد چهارم كه به دورهء نايب السلطنگى عضد الملك و ناصر الملك و حكومت عملى بختياريها اختصاص دارد در دست تنظيم و تصحيح است . لورا - دهم مردادماه 1376 - ايرج افشار