قهرمان ميرزا عين السلطنه

1058

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

دينارى از مواجب خود را دريافت نمىكند . تمامش تقديم صاحب‌منصب است : و الّا صاحب‌منصب ديوانه نمىباشد كه با سالى پنج تومان خدمت بكند . يك نفر سرتيپ كه در سال سه تومان مواجب ندارد پس از كجا خرج مىكند . تمامش از حقوق سرباز است كه ده هزار تومان ، پنج هزار تومان يك شب قمار مىزند يا خرج مهمانى و عمارت و اسب مىكند . ايران خوب قشونى پيدا خواهد كرد ، مشروط بر اين‌كه پول بدهند و خرج بكنند و تربيت بشود . انشاء الله اميدواريم اين كارها صورت بگيرد و اسباب آسودگى فراهم بيايد . تمام دعاى سردار هم همين بود و آرزو مىكرد روزى بشود اين قرارداد مجرا شود و قشون ايران صورتى پيدا كند و اسمى از اين دولت باقى بماند . بيمارى ديفترى يكشنبه [ چهارم ] شهر ربيع الثانى - آسودگى در اين روزگار ما خلق نشده . يك نفر شاهزاده والى و فخر الملك [ درين ] ميانه از بعضى جهات آسوده بودند حال آن بيچاره‌ها سخت‌تر گرفتار شده‌اند . گور پدر كار و شغل آنها . اين بلاها و ناخوشيها كه به خانهء آنها رو كرده نمىدانم چه‌چيز است . هرروز را تازه‌اى و هر دقيقه بلائى رخ مىدهد . چند روز مىشود كه شب و روز خود را نمىدانيم . يك مرتبه گلوى امان الله خان « ديف‌تريك » گرفته و تمام دهن و گلو زخم شده ، روز بعد آن مطلع شده تماما آنجا رفتيم . فخر الملك را ديدم در ميان اطاق مثل مرده افتاده . شاهزاده والى از او بدتر . چشمشان از آن دو طفل ترسيده . حرف به گوششان فرونمىرود . الان منتظر فوت امان الله خان هستند « 1 » ، يا يك دقيقه بعد . اين مرض هم دو سه سال است طفل باقى نگذاشته . همه‌كس از وضع آدمكشى آن بصيرت دارد . اول آنچه بچه داشتند از خانه پراكنده كرديم . رضا قلى خان ، همدم الملوك ، عز الملوك خانهء حضرت و الا ، ناصر قلى خان كه طفل چهار ماهه است خانهء عماد السلطنه ، مريم خانم را خانهء من روانه كردند . بيمارى و معالجهء امان الله اردلان بعد رفتيم سر امان الله خان . ميرزا سيد حسين خان داماد ميرزا زين العابدين خان و ميرزا على انتظام الاطبا طبيب خودشان و يك نفر ديگر بودند . گفتند نزد حكيم‌باشى طولزان فرستاد دواى « سرم » كه تازه يك سال است در پاريس اختراع شده گرفته بياورند .

--> ( 1 ) - امان الله خان عز الممالك اردلان نزديك يكصد و ده سال زندگى كرد . ( ا . ا . )