قهرمان ميرزا عين السلطنه
1752
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ورود علماء علماء وارد طهران [ شدهاند ] و كسبه از سفارت بيرون آمدهاند ، سواى تجار و صراف كه بهواسطهء خريد بروات دولتى چه از سابق ، چه لاحق مبلغى طلبكارند تا تنخواه آنها كه چهار صد هزار تومان است ندهند خارج نمىشوند . تعميرات حرم به نفقهء مشير السلطنه سهشنبه سلخ - حرم مشرف شدم . خداوند توفيق به مشير السلطنه بدهد . پانصد تومان داده كه قدرى هم از موقوفات خود حضرت رويش بگذارند [ براى ] تعميرات لازمهء بامهاى حرم مطهر ، و گنبد اللهوردى خان و غيره را مرمت كنند . چند روز است مشغول هستند . قريب سى چهل سال است تعمير نشده . بيم آن بود به كلى خراب شود . كفشدارى سمت صحن قديم را آينه كرد و درب نقرهاى هم ساخته بسيار خوب شده . متصل از اين وضع آستانه بد ميگويد و هرقدر هم ممكن است نصيحت و دلالت و حكم مىكند . باز خيلى خدمت كرد . همين تعمير هم بواسطهء همت و اصرار او شد . عبد الرحيم مدرس براى اضافه تيول ورثهء مرحوم اميرزاده شرحى براى آصف الدوله مشير السلطنه نوشت . گمان نمىكنم اثر كند . عصر ميرزا عبد الرحيم مدرس ديدن آمد . آدم باسواد معقولى است . فردا شب را بهزور دعوت كرد . باران كمى ديروز آمد هوا را بسيار لطيف و خنك كرده انشاء الله در راه هم آمده باشد و گرم نباشد . تازهگل ، خانم نه كنيز مختصرى از احوالات اين سه نفر زن كه همراهاند بنويسم بىمزه نيست . تازهگل را همه مىشناسند . از بچگى به اسم من خريده شد و در سر قبالهء مرحومه گلين خانم « 1 » انداختند . سفر عتبات با آنها مشرف شد . بعد از فوت گلين خانم نصفش را كه سهم والدهء آن مرحوم بود خريدم . كنيز تربيتشدهء بامزه بانمك خوبى است . سواد و خط فارسى دارد . يعنى با خودم و ماهوش خانم در يك مكتب درس خوانده . چوب و كتكهاى مرا در آنوقت اغلب او خورده . من خيلى دوستش دارم . در حقيقت خانم است نه كنيز . همين
--> ( 1 ) - گلين خانم - عيال سابق نويسنده . ( م . سالور )