قهرمان ميرزا عين السلطنه

1744

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

روى قاعده و قانون در معدن كار مىكرده‌اند و حالا از روى جهل و نادانى . تمام سنگ را به‌واسطهء باروت ضايع مىكنند . بسا فيروزه‌هاى بزرگ كه به قوهء باروت خورد خورد شود . بايد ده هزار تومان قيمت پيدا كند يك تومان ارزش آن مىشود . سه نوع فيروزه آن فيروزه فعلا سه قسم است . يكى « انگشترى » كه دانه‌دانه و نمرهء اول محسوب مىشود . ديگرى « بارخانه » كه خورد است و براى فرنگستان به‌درد مىخورد . قسم ديگر « عربى » است كه آن بسيار درشت و با خط و خال [ است ] و هر شكل باشد در عربستان مىپسندند و در ايران و فرنگستان هيچ قيمت ندارد . تمام اين فيروزه به فرنگستان مىرود . اگر ده يك آن در ايران به فروش برسد . من قدرى خريدم اما فريب دادند و ممكن نيست آدم گول و فريب نخورد . سه دانه فيروزهء « پياده » هم از بغلم گم شد دو شب قبل از رفتن به سمرقند . چون پولش حلال بود حاجى ميرزا على نام پسر حاجى قيصريه از تجار معتبر طهران در مسجد پيره‌زن پيدا مىكند . در مراجعت خازن الممالك به من گفت . چون خود مشير السلطنه و سايرين شنيده بودند نشانى را هم دادم بدون مژدگانى آورد و رد كرد . بسيار خوشحال شدم و به فال‌نيك گرفتم . اگرچه ممتاز نبود اما يكى را براى انگشت خودم دادم درست كردند تبرك كرده نگاه داشتم . همشيره هم يك انگشتر فيروزه و يك حلقهء انگشتر عقيق كه روى هم هفت هشت تومان قيمت داشت گم كرد اما پيدا نشد . وعظ امين الشريعه امين الشريعه است اصفهانى ، در اينجا تجارت مختصرى هم از اقمشهء اصفهان دارد . شبها در مسجد گوهرشاد در يكى از اضلاع آن وعظ مىكند . لهجهء اصفهانى غليظى دارد . چندان هم بىسواد نيست . خيلى بامزه و بانمك صحبت مىدارد . اغلب شبها جزو مستمعين گوش مىدهم ، مضحك وعظ مىكند و خنده‌دار . هرچه به زبانش بيايد بدون تقيه مىگويد . اقلا شبى دو سه هزار فحش و نامربوط مىگويد . مسجد گوهرشاد عجب نيتى گوهرشاد آغا داشته . هيچ نقطه‌اى از نقاط صحن مطهر به آن آبادى و دايرى نيست . آنى و دقيقه‌اى در اين مسجد نيست كه ذكر مصيبت يا نماز جماعت و فرادا يا مسئله و ذكر احاديث و اخبار نشود . اقلا شبها در بيست موضع آن نماز به جماعت