قهرمان ميرزا عين السلطنه

1724

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شلوغى قره‌باغ و عشق‌آباد حمام صادق بيك رفتم . در آب سرد قدرى حال آمدم . آب يخ دادند . صابونى زده بيرون آمدم . آنجا صادق بيك مذكور داشت در قراباغ و بعضى جاهاى ديگر قفقاز باز ما بين مسلمان و ارمنى بلوا شده . روسها هم توپ بسته و آنچه ممكن بوده كشته‌اند . عشق‌آباد هم قدرى برهم‌خورده مشغول آرام كردن هستند . از اغتشاش طهران هم گفتند كه روزبه‌روز بدتر مىشود . اما روسيه ، امپراطور بر مجلس « دوما » غلبه كرده تمام اجزاء مجلس را گرفته تبعيد نموده و فعلا خيلى آرام است . چگورزن يوسف خان جمعيتى دارد . يك نفر هم در حياط « چگور » مىزند . بدم نمىآيد ، خود را معرفى كرده با او صحبت بدارم . معطل آمدن تقى هستم برود بگويد . يا او ديدن كند يا من اطاق او بروم . ناس يك عادت تركستانيها كه از خوراك و پوشاك و تركيب آنها كثيف‌تر و عجيب‌تر است استعمال « ناس » است كه برگ تنباكوى سبز باشد با زرنيخ و آهك به‌هم ممزوج . اين ناس در كدوى كوچكى است و هر دقيقه از آن كدو كه به منزلهء قوطى است بيرون آورده به دهان خود مىريزند و قدرى در زير زبان و فضاى دهن نگاه داشته بعد بيرون مىآورند و مىگويند كه بسيار سكر دارد و هركس عادى نباشد بسيار زود مست مىشود . اين هم مثل ترياك كشيدن ايرانيها خيلى بد چيزى است . فرنگى مآبى تركمان متصل تركمان است كه به هوتل ما داخل و خارج مىشود . مثل اينكه چوب به سوراخ موش كرده باشند . خان هم استراحت كرده‌اند . هريك از تركمانها قورى چاى و فنجان معهود چاى سيز را در مقابل دارند . سه مرتبه درشكه كه گويا اجير خان است با تركمانى رفته مراجعت با دو سه دوجين قورى آب گرم آمد كه يقين در هوتل ما هرگز آنقدر آب سرد به‌دست نمىآيد ، چه رسد به آب گرم . « خوزين » صاحب مهمانخانه در اطاق خود در اين هواى گرم مخفى شده تمام فضاى آن حياط منحصر به تركمان است . تقى آمد