قهرمان ميرزا عين السلطنه
1719
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هفت ورس كه يك فرسنگ باشد راه است . خيابانهاى خوب دارد . حكومت گار و اطراف آن با شهر جدايگانه است . پليس مخصوص و ادارهء عليحده دارد . در گار دو نفر ايرانى ديگر يكى تقىاف ، يكى هم دلال ايرانيها آمدند . خيلى مهربانى دارند . اين دو روزه تمام كرايهء درشكه و هرجا هرچه بخواهم على آقا از طرف مشهدى كاظم مىدهد . نمىگذارد من دست به جيب كنم . ساعت دوازده حركت مىكند . قدرى كارت پستال سمرقند خريدم . گور امير و شاه زنده و غيره را كشيده بودند . ماشين رسيده اسباب ما را بردند . جا براى من گرفتند و گفتند تقى را هم آنجا نگاه داريد . وقتى كه « كاندكتر » آمد نيم منات پول بدهيد حرف نمىزند . اين « كاندكتر » ها تقى اف مىگفت اگر مسافر بليت نداشته باشد بيشتر احترامات مىكنند كه پول به خود آنها برسد . خيليها را بىپول مىنشانند . اما براى آدم باشرف پسنديده نيست . نمرهء دوم چهار منات و چهل و شش كپك ، نمرهء سيم دو منات و شصت و هفت كپك [ است ] . با همه وداع كرده قارى بسيار اوقاتتلخى داشت . نزديك بود گريه كند . بعد جلو پنجره آمدند . قارى دعا خواند . همه تعظيم كردند . راهآهن حركت كرد . يك انگشتر فيروزه به قارى يادگار دادم . بهشدت گرم شد . درجه رامور به سى و سه درجه رسيد . اگر نسيم نمىآمد البته چهل مىرسيد . لخت شديم . ناهار هندوانه و تخممرغ خوردم . « كاندكتر » وقتى كه اطاق من خوب خلوت شد آمد اشاره كرد نيم منات گرفت خوشحال رفت . مختصر ساعت هفت و نيم به استاسيون بخارا وارد شد . درست هفت ساعت و ربع اين مسافت ده دوازده روزه را آمد . از آنجا بليت راهآهن شهر بخاراى قديم را گرفته آمديم . با دو سه نفر بخارائى صحبت مىكرديم . در گار شهر درشكه نشسته دم دروازه گمركچيها با چراغ ايستاده بودند . چمدان را باز كردند . مىگفت « زكاتچيها باز نكنيم ملامت مىكنند » . از قضا خريداريها در زير بود كه گذشتم . سراى سيف الدين حجرهء آقا شيخ حسن محمداف را نشان داده بودند ، گفتند منزل است . با كاروانسرادار به خانهاش رفتيم . در زدم آدمش آمد كاغذ مشهدى كاظم را نشان داده بالا بردند روى بام . آدم تنومندى است يزدى . پدرش ملّا بوده . در بادكوبه ، سمرقند و بخارا تجارت چايى دارند . مىگفت ايرانيهاى اين سمت تمام چايى فروشند . شام كباب [ و ] خربوزه خورديم خوابيديم . گرم بود . شبگرد بخارا طبلى دارد و عوض فرياد طبل مىزند . تا صبح اين صداى طبل در هر كوچه بلند است . بعلاوه طبل بسيار بزرگ چهار سوق كه گوش را كر مىكند .