قهرمان ميرزا عين السلطنه
1720
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شهر بخارا روز چهارشنبه دهم جمادى الثانيه - صبح بيدار شدم . درجه 22 بود . گفتند تا چهل درجه ظهر خواهد رسيد . با محرر آقا شيخ حسن گردش رفتيم . اغلب دكاكين بسته بود . بازارها سقف از چوب و نى دارد . بعضى كاروانسراها آجرى بود . چند مسجد عالى و يك منار بسيار بلند ديده شد . مىگفتند سابقا مقصرين را از اين منار به زير مىانداختند . از وقتى كه روسها تسلط پيدا كردهاند موقوف شده . به ارگ حكومتى رسيديم . قلعهء مستحكم مرتفعى بود . فعلا « قوشبيگى » كه صدراعظم باشد منزل دارد . چندين ارابه توپ روى سكو گذارده بودند . از توپهاى نادرى هم داخل دارد . سالدات بخارا به شكل سرباز روس است مگر كلاهش . با وجودى كه آب در بخارا خيلى كم است كوچه و بازارها را روزى سه چهار مرتبه جاروب و آبپاشى مىكنند . پاك است ، حتى محلهء يهود . مرض پيوك بواسطهء بدى آب بخارا ناخوشى « پيوك » يا رشته در تابستان شيوعى دارد . هركس از آب اين حوضها بخورد ناچار مبتلا مىشود . چنانچه الان ثلث اهل بخارا گرفتار اين مرض بودند . تعجب است كه خودشان از آب نمىدانند . هريك از كسبه قورى و فنجان چايى به دستش بود . مشهدى كاظم در سمرقند مىگفت اگر بنا بود درين صفحه قند هم به قدر چايى مصرف شود تمام قند دنيا را مىآوردند كم بود . هر آدمى تا روزى دوازده سيزده قورى پانزده سيرى چايى سبز مىخورد . از صبح تا وقت خواب مىخورند . شهر بخارا كوچههاى تنگ دارد و ديوارهاى عمارت بسيار بدشكل و بسيار مرتفع است . روىهمرفته بسيار كثيف است . با اشعار رودكى شاعر مشهور خيلى منافات دارد . قصيده مشهور است و همهكس خوانده . بجز اين چند شعر هم ديده و شنيده نشده است : بوى موى جوليان آيد همى * ياد يار مهربان آيد همى اى بخارا شادباش و شاد زى * شاه زى تو ميهمان آيد همى شاه ماه است و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همى مير سرو است و بخارا بوستان * سرو سوى بوستان آيد همى ريگ آموى و درشتيهاى آن * زير پايم پرنيان آيد همى رود جيحون با همه پهناورى * خنگ ما را تا ميان آيد همى