قهرمان ميرزا عين السلطنه

1691

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كار ايران را ببرد و سالى كرورها دخل نمايد . يك نفر گمركچى بلژيكى نبايد آنقدر ترقى كند و مال ايران را ببرد . وقايع تهران روزى كه از مشهد مىآمدم مشير السلطنه مىگفت طهران اغتشاش به‌هم رسانيده يعنى شبانه رفته‌اند آقا سيد محمد مجتهد پسر مرحوم آقا سيد صادق را گرفته ببرند . همان شب اهالى سنگلج و ساير آقايان خبر شده يا روزش هجوم آوردند آقا را خلاص كنند شليك كرده‌اند . از طرفين جمعى كشته شده و آقا را نجات داده [ اند ] . تمام آن علماى متحد حضرت عبد العظيم ( ع ) رفته و دكاكين تمام بسته شده . صحت و سقم را ندانستم . اگر شب بردند از كجا كسى خبر شده . وانگهى ديگر چرا بعد از گرفتن جائى نگاه مىدارند كه كسبه بريزند و بگيرند . و اگر سرباز شليك كرده جمعى كشته شده‌اند ديگر چه‌طور خلاص كرده‌اند . مطلب درست معلوم نيست . خبر هم بواسطهء سيم انگليس است و انگليسها در نشر اخبار هزار قسم مقصود و منظور دارند كه كسى اطلاع ندارد . ستم روس از ستم و تعدى روسها در اين سرحدات بسيار بد تعريف مىكرد . رعيت به ستوه آمده كسى هم به داد نمىرسد . روسها به التماس اجازهء تصاحب و ملكيت اين سمت را از شاه شهيد گرفتند اما در موقع بستن عهدنامه مثل اين بود به قهر و غلبه ، جنگ و خونريزى از ايران گرفته‌اند . هرچه خواستند نوشتند و امضاء شد . مسائل تركمانان - تصرف مرو يحيى خان مشير الدولهء غيرمرحوم پولى از روسها گرفت ، عشوات و غمزات زن خوشگل سفير روس هم مزيد آن شد ، شاه شهيد ناصر الدين شاه را فريب داد . ايشان هم از صدمات تركمان و شكست مرحوم حشمت الدوله حمزه ميرزا در مرو منزجر و به تنگ آمده بودند . خدا هم خواسته بود يك همچو مملكتى و رعيتى از چنگ ايران برود . اجازه و دستخط محرمانه داده شد كه روسها با تركمان جنگ بكنند . معروف است شبى كه دستخط را مشير الدوله گرفته بود تا يك ماچ از لبان زن سفير نكرد نشان نداد . پس از آنكه اين خبر به مرحوم ميرزا سعيد خان مؤتمن الملك وزير امور خارجه رسيد ريش‌كنان و يقه پاره‌كنان خدمت شاه رفت . اما چه فايده كه كار از كار گذشته و دستخط شاه به‌دست وزير مختار رسيده بود . اين بود در هزار و سيصد و نود و