قهرمان ميرزا عين السلطنه

1685

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حركت مختصر به هر شكل بود امروز بيرون آمديم . دو دست زين يكى از اعزاز السلطان و يكى از مظفر نظام گرفته روى يابوى چهارپادارى زده . كرايهء مال يك نفر يتيم هم داده شده همراه باشد . اصلا هراتى است اسمش كربلائى على . يابوى من قزل لاغر بىيال ، گردنش زخم ، متصل هم « توپق » مىزند . دلال اصفهانى با وجودى كه هشت تومان براى اين سه مال گرفت باز حقه را زد . يابوى تقى كرنگ نارنجى يرقه بود . مثل خانمهاى فرنگى مآب در يك دست دستبندى از دوازده عدد قرقرهء چوبى خراطى شده قشنگ دارد و دست ديگرش نمدى به منزلهء دستكش كه هروقت توپق مىزند دست راست رنجه نشود . اما خود كربلائى على معلوم است . يابوى خوبتر را سوار شده چهار تومان كرايه را هشت تومان گرفته و پالانها را با جامه‌دان و تركى رخت‌خواب روىهم گذاشته بالاى آن نشسته است و تمام از مالهاى خودش تعريف مىكند . به اين طمطراق از خواجه ربيع و دهات زياد كه در دو طرف جاده بود مىگذشتيم . دو نفر قراسوران هم محض تشريفات بنا بود همراه باشد . از حسن اتفاق صبح نيامده بودند . من هم گفتم ( يعنى پس از آنكه يابوها را ديدم ) كه نيايند . اين اردوى ما و اين همراهان زياد و اسب و يدكهاى فراوان محتاج قراسوران و پاسبان نيست . خودمان مستحفظى مىكنيم . قيمت نان سه « جندك » جناب سعيد السلطنه هم بنا بود از قونسول روس سفارش‌نامه بگيرند آن هم نرسيد . محض آنكه مانعى پيش نيايد . من عجله داشتم معطل ابدا نشدم . اسم هر ده را پرسيدم . ازبس اين مرد كه زبانش را كج‌وچوله كرد از مابقى صرف‌نظر كرده و ابدا جويا نشدم . آبادى بسيار بود . همه‌جا درو مىكردند و خرمن باد مىدادند . امسال حاصل خراسان بسيار بسيار خوب است . از روزى كه آمديم چهار عباسى قيمت نان تنزل كرد . فعلا هفت عباسى بود . پيرمردى ديروز در صحن مطهر حكايت از جنگ حشمت الدوله و حسام السلطنهء مرحوم با سالار مىكرد . بعد مىگفت نان را من يك من سه « جندك » خورده‌ام . هشتاد « جندك » يك قران بوده است و حالا آن « جندك » موقوف شده است . من خودم به ياد دارم كه با هفت هشت « جندك » يك نفر در روز گذرانى در مشهد مىكرد كه حالا با يك قران نمىكند . روغن را يك من سى شاهى و دو هزار خريده بود . ديگر ايران