قهرمان ميرزا عين السلطنه
1686
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آن ارزانى و فراوانى را هرگز نخواهد ديد . باز شنيدم نان هشت پول يك عباسى شده بود . اهل مشهد به خانه . . . « 1 » سنگبارانش كردند . اندرخ پنج و نيم از دسته گذشته در كنار نهرى زير سايهء بيد پياده شده آبدارى را كه كلية در دستمال ابريشمى تقى جمع بود به حضور آوردند و آن عبارت بود از يك جوجهء آبپز و يك نان سنگك خشكشده . بهزور آب جوى چند لقمه خوردم . شكر خدا را كرده سوار شديم . اغلب سربالا بود . هوا نسيم داشت . آنقدر گرم نشد . سه چهار روز است هوا خوب شده . چهار ساعت به غروب مانده وارد مهمانخانهء اندرخ شديم . بالاخانهء بدى ندارد . صاحبخانه آبپاشى كرده فرش انداخت ، چايى داد . براى شب هم مژده داد گوشت خوب آوردهاند آبگوشت تهيه خواهم كرد . اما اين يابوها گمان ندارم فردا از اين كوه بالا بروند . نيم چكمهء پنج تومانى فاتحه . . . « 2 » جمعه 27 - ديشب ساعت دو و نيم استراحت شد . من يك پتو و دو كتان و يك بالش كوچك همراه دارم . اما تقى هيچ ندارد . صاحبخانه رختخوابى آورد . بعد از تكان دادن زياد تشك را من برداشتم . لحاف زمستانى بسيار كلفت و متكاى كثيف قسمت تقى شد . تا كيكها و لشكر پشه هجومآور نشده بودند خواب نرفتم . از ساعت چهار و نيم كه گذشت خوابم گرفت . اما كيك و پشه به اندازهاى فراوان بود كه آرام و قرار از من برد . به مراتب از شب خاتونآباد صعبتر و سختتر گذشت . بىجهت پشهبند سفرى را همراه نياوردم . اگر بود ديشب و شايد شبهاى بعد بسيار به درد مىخورد . دو سه مرتبه از بالاى اطاق پائين و از پائين به بالا جايم را عوض كردم . ابدا فايده و ثمرى نكرد . به همه جهت اگر ما دو نفر دو ساعت ديشب خواب رفتيم تتمه را تمام در جدال و مرافعه با كيك و پشه [ بوديم ] . « هوتل » در ايران مختصر بعد از صرف چاى مبلغ يك تومان براى آبگوشت بىمزهء ديشب و هفت هشت پياله چاى و آن لحاف و تشك پدرسگ تقديم صاحبخانه نموده بيرون آمديم . اين است ترتيب « هوتل » و مهمانخانهء ايران . حمامى نزديك « هوتل » بود ، خيلى مرد كه
--> ( 1 ) - جاى نقطهچين در اصل بياض است . ( 2 ) - نقطهچين در اصل است .