قهرمان ميرزا عين السلطنه
977
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يادداشت ديگر دومين مجلد از سلسلهء خاطرات دامنهور شصت و پنج سالهء قهرمان ميرزا سالور ( عين السلطنه ) فرزند عبد الصمد ميرزا عز الدوله « * » ( برادر ناصر الدين شاه ) كه مربوط مىشود به روزگار پادشاهى مظفر الدين شاه قاجار ( از هنگام ورود او به تهران و جلوسش بر سرير سلطنت تا به گاه مرگش كه ده روزى پس از توشيح فرمان مشروطيت روىداد ) به دوستداران تاريخ و وقايع و دستيابان به منابع احوال اجتماعى و اوضاع خانوادگى و مسائل حكومت و سياست تقديم مىشود . آنچه بهطور اصول دربارهء كيفيت و حيثيت و اهميت اين مجموعهء خاطرات مناسب مىنمود در مقدمهء جلد اول گفته شد و نيازى به تكرار آن مطالب نيست . اما اشارت تازهاى به چند نكته خالى از سودبخشى نخواهد بود . يكى اينكه هرچه بر سنين عمر عين السلطنه مىگذرد و پختگى ادارى و اجتماعى او را حاصل شود بينش نسبت به جريانها و قضايا دقيقتر مىشود و معمولا مىكوشد جوانب هر قضيه و علل و موجبات بروز و حدوث هر واقعه و حادثهاى را بيابد و بگويد . به اصطلاح نوشتهها تاحدودى جنبهء تحليلى مىيابد . در مواردى مثل قتل ناصر الدين شاه ، عزل امين السلطان و امين الدّوله تنها به گزارشنويسى كه احيانا ممكن است دربرگيرندهء چيزى نادرست و شايعهاى نادرستتر مىبوده اكتفا نكرده است . نكتههايى كه دربارهء اخلاق و عادات ناصر الدين شاه ، ازجمله پرخورى ، گرايش دوستى ، مضحكهپردازى او جاىجاى آورده است ( مثلا 1076 - 1078 ) و يا آنچه دربارهء بخششها و حاتمبخشيهاى بى جا و بيقاعدهء مظفر الدين شاه ( ازجمله ص 1037 ) گفته و اطلاعاتى كه از عده و حالات زنان ناصر الدين شاه و وضح حرم ( صفحات 1017 - 1019 ) و سرنوشت آنها و همچنين قدرت و اعمال خواجهها و عملهء خلوت نوشته است همه مطالبى است كه بدينروشنى و شايد وثوق در خاطرات ديگر نيست . ديگر اينكه درين جلد آنچه دربارهء ورود مظفر الدين شاه از كرسىنشين وليعهدى ( تبريز ) به پاىتخت كشور و طرز قبضه كردن امور ادارى و سياسى كشور توسط اطرافيان او كه همه را با خود از تبريز حركت داده و آورده بود ، مىخوانيم متضمن جزئياتى است كه ما را به وضع آن روزگار و نحوهء انتقال قدرت آگاه مىسازد و خوب دريافته مىشود كه چگونه و با چه مهارتى
--> ( * ) - دربارهء عز الدوله ، آقاى مسعود سالور ضمن نقل و تصحيح سفرنامههاى عز الدوله و همراهانش به فرنگ در روسيه ، سرگذشت مبسوط و مستندى از او را براساس منابع و مدارك يگانهء خانوادگى كه در اختيار داشت تهيّه و نشر فرموده است . اين كتاب در سال 1375 توسط انتشارات « نامك » در تهران منتشر شده است .