قهرمان ميرزا عين السلطنه
1039
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سردار كل رئيس قشون پنجشنبه پنجم شهر صفر المظفر - سردار اكرم را رئيس قشون كرده لقب سردار كل مرحمت شد . صدراعظم به اطاق نظام رفته نطقى فرموده كه سپهسالارى و رياست قشون بهعهدهء شخص اعليحضرت است و اين رياست را بشخصه قبول فرمودهاند و از طرف خود به من مرحمت فرمودند . من هم از جانب خود به سردار كل رجوع كردم . بعد دستخط شاه را قرائت نمودند و صدراعظم رفت . سردار كل با دماغى نشسته مشغول پذيرائى شد . رفتن ساعد الدوله به عراق و حاجى بهاء الدوله به آذربايجان و عزل نظام الدوله تمامش براى اين كار بود . وضع نظام - عين الدوله آواز دهل صدراعظم هروقت در حضور شاه صحبتى از قشون مىشد طورى درآمد مىكرد و به گردن شاه مىگذاشت كه خود قبلهء عالم از همه مشق كردهتر [ يد ] و از امر قشونى بهتر اطلاع داريد . حقيقت كسى به پايهء علم شما در نظام نيست و رياست قشون با نفس نفيس اعليحضرت است ، منتهى يك نفر مىگذاريم كه واسطه باشد و عرايض آنها را به خاكپاى مبارك برساند . ديگر سپهسالار مستقلى لازم نيست . قبلهء عالم در اين راه زحمتها كشيده نبايد به ديگرى رجوع فرمايند . شاه هرچه در اين ضمن طفره مىزد جائى نمىرسيد . او مسلسل با آن لسان طلاقت به گردن شاه مىگذاشت كه مبادا خيالى بكند و از شاهزادگان معتبر وزير جنگ معين كند . شاه هم از تمجيدات رضايت داشت . آخر الامر به همين پلتيك كار را براى خودش و دامادش گرفت . پسرهاى شاه و فرمانفرما سرشان بىكلاه ماند . معلوم است شاه رياست بر همه دارد و عموم كارها را رئيس است . مگر قشون غير كارهاى دولتى است . شاه سادهلوح گمان مىفرمود رياست قشون هيچوقت با سلاطين نبوده ، تازگى اين كار را جزو امورات سلطنتى فرمودهاند . به همين عنوانات لا يعنى تعيين وزير جنگ مستقل معتبرى نشد . اختيار و رأى از خود ندارد . تمامش به دست صدراعظم است و آب بدون اجازهء او نمىخورد . كسى هم اطرافش نيست . تماما ترك و آدمهاى سادهاند كه ابدا زيرك و هوشيار نمىباشند و كارى از آنها ساخته نيست . عين الدوله هم همان حكايت آواز دهل بود . معلوم شد آدم كمظرف عجولى است . كار خودش را ضايع كرد ، هيچ محل اعتنا نيست .