قهرمان ميرزا عين السلطنه
1040
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نوكرهاى شاه نوكرهاى شاه را كسى نمىشناسد و احدى از آنها ديدن نكرده ، كسى مراوده ندارد . حتى كسانى كه سال گذشته باهم دوست و آشنا و جان در يك قالب بودند امسال ترك مراوده نمودهاند . از ترس صدراعظم احدى به آنها سلام و احوالپرسى نمىكند ، چه رسد به ديد و بازديد . مردم هم ديدند كارى از آنها ساخته نيست و بىجهت اسباب رنجش و كدورت صدراعظم مىشود متاركه نمودند . ميرزا رضا كرمانى ميرزا رضا زنده و گنده مشغول تناول غذاهاى لذيذ است . جمعى از كسبه كه براى دوختن پرده و بريدن روفرشى به اندرون رفته بودند حكايت كردند كه ميرزا رضا روزها روى نيمكت يا پلهاى نشسته سربازهاى سوادكوهى كه قراول وجود همايون و حرمخانه هستند گرد او جمع شده عقايد نقل مىكند و از احاديث و اخبار و آيات نظير و دليل مىآورد . به كلى عقايد سربازها را برگردانيده و همهروز موعظهء او را مشاهده مىكنيم ، با آن زبان و بيان كه دارد . مردم از نكشتن او خيلى حرفها مىزنند و بد مىگويند . حتى پيرزنها و مردمان خيلى پست . هوا گرم است . شبها در حياط استراحت مىكنيم . خانهء حضرت و الا خيلى گرمتر است . روزها غالبا آنجا هستيم ، در اطاق چينىخانه . آقاى عماد السلطنه ، افخم الدوله ، ميرزا ابراهيم اغلب تشريف دارند . محمد حسن ميرزا هم بعضى روزها هست . تمام صحبت از روزگار است . الحمد لله باز جائى براى جمع شدن و صحبت كردن داريم . دو روز هم اينجا تشريف آوردند . هرمز و نزهت الحمد لله سلامت هستند . گرما كمى صدمه مىزند . مينو خانم بسيار بانمك شده خيلى دوستش دارم . . . حضرت و الا گاهى شهر و گاهى شميران تشريف دارند . عمر ما به همين منوال مىگذرد . اين دو بيت سعدى وصف الحال است . گه اندر نعمتى مغرور و غافل * گه اندر تنگدستى خسته و ريش چو در سرّا و ضرّا كارت اين است * ندانم كى به حق پردازى از خويش روضه جمعه 27 شهر صفر . از روز 21 ابتداى روضه در خانهء حضرت و الا بود ، در همان حياط حسينيه كه خلوت افخم الدوله باشد اطاق چينىخانه . حضرت و الا تشريف