قهرمان ميرزا عين السلطنه

1038

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خلاف نكرده بود . حالا اينها باوجود آن كارها كه مىدانيم كردند آنقدر مواجب مىدهد ، آنقدر التفات مىكند . حكومت مىدهد . حتى شنيدم حكم فرموده‌اند هركس از دست نايب السلطنه به ديوانخانه عرض بكند ابدا قبول نشود و جواب ندهند . آن‌همه مكنت از نقد و جنس و ملك و آب ، اين مواجب گزاف و آن حكومت خوب . از مال قشونى يك كرور در اين سه ساله نايب السلطنه خورده دينارى نگرفتند . حالا باز هم ناراضى باشند خيلى مطلب است . از اين‌همه زنها يك تكه جواهر ده تومانى شاه طمع نكرد . حراج اموال نايب السلطنه نايب السلطنه اموال خود را حراج كرد . آنقدر اسباب زيادى بود كه حد و حصر نداشت . تمامش را سمسارها و تجار خريدند . من جمله گفتند پانصد دانه دوربين حراج كرد . از اين يك فقره ساير اسباب معلوم مىشود . مشت نمونهء خروار است . پانصد دوربين كم نيست . اسبابهاى كامرانيه را نصف شهر آورده نصف ديگر را در امامزاده صالح تجريش حراج كردند . به قدر صد هزار تومان اسباب زيادى از قبيل چراغ و فرش و غيره حراج كرد . شاه از اين فقره قدرى رنجيده‌خاطر شده‌اند و فرموده‌اند مگر نايب السلطنه را غارت كرده‌اند ، يا ما چيزى خواسته‌ايم يا ندار است كه اين قسم در افتضاح دولت مىكوشد . من اگر مىخواستم به حرف حساب از روى سند و نوشته دو كرور مال مردم را مىگرفتم ممكن بود و اگر بخواهم سندات بانك و تنخواه نقدى كه آنجاها دارد با ملك و مالى كه موجود است تخمين كنم چندين كرور مىشود . يك قلم جواهر نايب السلطنه مبلغهاى گزاف است ، چه شده كه اين‌طور اسباب حراج مىكند ؟ چه گرفته‌اند ، چه خواسته‌اند كه اين قسم به خود افتاده ؟ مواجب و مرسوم تمام نوكرهاى خودش با جيره و عليق آنها به خرج كرمان آمد . هرچه خواست شاه داد و هيچ نفرمود اينها نوكر تو هستند چه دخل به ديوان دارد . مواجبهاى قشونى را هم خورده و هيچ نداد . الان هم كامرانيه نشسته مشغول جمع‌آورى اسباب و حساب و كتاب خود است . ظل السلطان كارش از اين بهتر . بدبخت همان برادرهاى شاه شهيد بودند . حالا هم معلوم نيست خوشبخت باشند . . فقط همان التفات خشك و خالى است . تا صدراعظم چه خيال كرده باشد . بارى بعد از ناهار منزل فخر الملك رفتيم . كسل و پژمرده بود . پيشخدمتهاى شاه شهيد از همه بيشتر نزد صدراعظم مىروند و خيلى ميل دارند دو مرتبه داخل خلوت بشوند . اما گمان مىكنم محال باشد . تا عصر آنجا بوديم . بعد سوار شده به شهر آمديم .