قهرمان ميرزا عين السلطنه
1645
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چه بگندد نمكش مىزنند - واى از آنوقت كه گندد نمك . » ده نمك راه كوير بود و به همان شكل . دو سه نقطه هم تتمهء سيل جارى بود . دو ساعت و نيم از دسته گذشته وارد ده نمك شديم كه از منازل مشهور خراسان است . همهكس شنيده . بالاخانهء چاپارخانه رفتيم . اول گفتند اسب نيست . بعد كه نان براى ناهار خواستيم گفتند از ديروز آسياها خوابيده و نان لقمهاى يافت نمىشود . زور آورديم يا نان يا اسب . بسيار ده نمك جاى كثيف بدهوائى است . آبش شور و بيمزه است . يخچال دارد اما هنگام يخ گرفتن هوا گرم شده و نگرفتهاند . از طهران يك رى يخ نمد پيچيده آورده بوديم باز به قدر يك من و نيم آن مانده است ، اما امساك به حد افراط شده است . همشيره قدرى شاهى سفيد برداشته با زنها به خانهء رعيتها رفتند تماشا كنند . فرصت كرده اين چند كلمه را نوشتم . سه و نيم دسته گذشته از ده نمك سوار شديم چون راه بسيار طولانى و گرم بود آب هم بد هيچ اصرار درآوردن ناهار و خوردن نان نكردم . زيرا ميل مىكردند و آنقدر آب در اين گرما مىخوردند كه لامحاله يكى دو نفرشان ناخوش مىشد ، اطراف جاده تا مقدارى را خربوزه كاشته بودند . چون زمينش شور است گمانم اين است خوب بشود . وضع راه راه هرچه خراب بود از قديم كه بهجاى خود باقى [ است ] سيل ديروز هم بىاندازه خرابى كرده گل و باتلاق بقدرى صدمه وارد آورد كه حساب نداشت . راه نساخته بدون جهت اسباب زحمت مردم مىشوند . اين شهرتها را بيشتر تجار و كسبهء شهر طهران مىدهند . زيرا هركدام بايد مبلغى خرج سفر كنند اقلا سه چهار ماه هم بيكار شوند لهذا چون در بيست و پنج تومان كرايه و اقلا يك ماه مدت مىتوانند بروند تعريف مىكنند چه دخل به مردمان ديگر دارد . دولت هم رسيدگى و نظارت نمىكند . همينقدر كه مىگويند پست با عرابه و هشت روزه مىرود ، مسافر با كالسكه و دليجان ممنون است . ديگر چه به روز مسافر مىآيد و راه چه قسم است ثمرى ندارد . من مىخواستم همشيره را از راه گيلان و روسيه ببرم . ازبس حاج افخم الدوله كه تازه از سفر بيروت و وين آمده بود تكذيب كرد و شريكه ( سركار شعاع الدين ميرزا ) تصديق ، رأيم زده شد . يعنى آنها مىگفتند براى زن دشوار است و شما يك نفر براى راهنمائى و خدمات چند زن كم . من جمله حاجى آقا خشكه مقدس مىگفت هركدام يك دست لباس نجس مىكنيد و ضرر است . خانه خراب نشده با دليجان خراسان نرفته كه روزى يك دست لباس پاره كند . از