قهرمان ميرزا عين السلطنه
1643
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ايوانكيف شش از دسته گذشته به ايوانكيف وارد شديم . [ به ] چاپارخانهء قديم كه حالا مالهاى سيد آقا خان مباشر اينراه بسته شده است خواستند پياده كنند راضى نشده به خانهء حاجى محمد نبى بردند . بد نبود . اطاقى داشت . از بيخوابى در فكر غذا نيفتاده به نان و تخممرغى قناعت كرده فورا خوابيديم . به همه جهت دو ساعت خوابيده برخاستيم . با وجودى كه مىگفتند راه بسيار خراب است زود بايد حركت كرد ، بيست مرتبه آدم فرستاديم تا مالها را آوردند . همشيره چون سفر كم كرده و اين هم سفر زيارت است خصوصا تازهگل هم تشريف كثيف دارد ابدا اكراهى و ايرادى ندارد . ايوانكيف ده بزرگى است . در حقيقت شهر خوار « 1 » است . يخچال دارد اما يخ نگرفتهاند . آبش لب شور است . دو فرسنگ از ده گذشته داخل سردرهء خوار شديم كه انتهاى بلوك ورامين و ابتداى بلوك خوار است . اول دره تنگ [ است ] بعد وسيع مىشود و بعد باز تنگ . دو طرف تپههاى بلند خاكى به شكلهاى غريب عجيب و رنگهاى مختلف [ است ] . آب هم شسته پست و بلنديهاى ديدنى دارد كه جز جانورهاى موذى چيز ديگر مسكن ندارد . آبى هم كه از وسط مىگذرد تلخ و شور است . سردره خوار و جنگ نادر شاه در اين دره جنگ دوم نادر شاه افشار با افاغنه واقع شد كه بعد از آن شكست و شكست مورچهخورد « 2 » ديگر افغان مضمحل شد و ايران از جور و ستم آنها نجات يافت . اين دره در دست افغان بوده . كمال تدبير و شجاعت نادرى از اين فتح معلوم مىشود . قشلاق از دره گذشته باز به قدر نيم فرسنگ كوير بود . بعد به زراعت رسيديم . نهرهاى بدى بازداشت . يك ساعت و نيم از شب رفته وارد قريهء قشلاق شديم . سورچيها گفتند راه بد است و نمىشود رفت . هرچه تغيّر كردم و بعد التماس فايده نكرد . اصرار داشت نرويد كه مخاطره دارد . در ايوان قهوهخانه منزل كرديم . با وجود آنكه زراعت برنج دارد گرما و پشهاش بسيار كمتر از خاتونآباد بود . اسباب درستى نداريم و رختخواب هيچ . شام
--> ( 1 ) - اصل : خار ( 2 ) - ( - مورچهخورت )